محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )

1456

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )

شعر سپاهى با شگفتيها و دستانهاى گوناگون * ز نستوهى فزون از حد و ز انبوهى برون از مر و استاد رودكى نيز فرمايد : شعر « 1 » ايا خورشيد سالاران گيتى * سوار رزم ساز و گرد نستوه نواجسته « 2 » - در نسخهء وفائى و ميرزا بمعنى باغ نونشانده باشد . نابهره - همان نبهرهء مرقوم بمعنى اول و دوم [ 1 ] . و بمعنى بزرگ و عظيم نيز آورده در فرهنگ و به اين بيت مولانا جامى متمسك شده : بيت كه واويلا عجب كاريم افتاد * بسر نابهره ديواريم افتاد نگاشته - [ بكسر نون ] يعنى نقش كرده و نوشته [ 3 ] چنان كه « 3 » كمال اسمعيل فرمايد : بيت برين صحيفهء مينا بخامهء خورشيد * نگاشته سخن خوش به آب زر ديدم نكوهنده - [ به وزن فروشنده ] يعنى عيب كننده و سرزنش‌كننده مثالش زينتى گويد : شعر « 1 » كند كم درين رستهء دير پا * نكوهنده لاف فروشنده را نواسه و نواده - فرزندزاده باشد از جانب دختر و نبيره از جانب پسر . و در سامى نواده بمعنى فرزند فرزند آمده چون پسر باشد . مثال نواده فردوسى گويد : شعر « 1 » ز تخم نواده چو هفتاد و پنج * سواران جنگ و نگهبان گنج مثال نبيره فخر الدين ابو المعالى گويد : بيت تو تا كى مال دنيا را ذخيره * كنى از بهر فرزند و نبيره و حكيم فردوسى نيز فرمايد « 4 » : بيت تو گاهى نبيره كشى گاه پور * بهانه ترا جنگ ايران و تور و نوه نيز گويند « 5 » مثالش سراج الدين راجى گويد :

--> ( 1 ) - « س » ندارد . ( 2 ) - « الف » : نوابسته . ( 3 ) - اصل : چنانچه . ( 4 ) - اين جمله و شعر بعد آن از « ك » است . ( 5 ) - تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد . ( 1 ) برهان گويد نواخسته نيز به اين معنى است . ( 2 ) يعنى بمعنى : سيم ناسره و دون و فرومايه . و در برهان معنى پوشيده و پنهان نيز دارد . ( 3 ) و ساخته شده ( برهان ) .