محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )
971
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )
بيت « 1 » تو پاك باش و ز ناپاك هيچ باك مدار * و گر جهان همه فرناس شد مشو فرناس و از اين بيت بيت حكيم سنائى معنى خواب و بيهوشى ظاهر مىشود [ 1 ] كه : بيت « 1 » همه مدهوش در فرناس غفلت * نداند تا چه خواهد ديد غافل فرفوريوس و فرفريوس - هر دو نام حكيمى كه جليس و انيس اسكندر بودند [ 2 ] . مثالش اقبالنامه : بيت « 2 » فلاطوس و واليس و فرفوريوس * كه روح القدس دستشان داد بوس فريس - [ به راى مهمله ] به وزن و معنى فريز مرقوم بمعنى اول باشد در نسخهء حليمى [ 3 ] . فيلقوس - نام پادشاه روم و به زبان رومى امير لشكر را را فيلقوس گويند و در مؤيد الفضلاء مسطورست كه در اصل فيلقاوس بوده چه فيلق لشكر و اوس ، امير باشد به زبان رومى [ 4 ] . فورنديوس « 3 » - نام شهريست [ 5 ] . فلاطوس - نام استاد عذرا باشد . مثالش حكيم عنصرى گويد : بيت « 1 » فلاطوس برگشت و آمد ز راه * بر حجرهء وامق نيكخواه مع الشين فش - [ بفتح ] مانند باشد . مثالش شهنامه : بيت « 1 » چنين گفت رستم كه اى شيرفش * ورا پرورانيد بايد به كش و وش « 4 » و ديس نيز به اين معنى آمده و در نسخهء ميرزا بمعنى مانند و پوز اسب و غيره باشد
--> ( 1 ) - « س » ندارد . ( 2 ) - كلمه از « ن » است . ( 3 ) - « ب » : فوزيديوس . ( 4 ) - « س » : وس . ( 1 ) در برهان معنى خواب اندك و نيمخواب و غفلت و نادانى نيز دارد . ( 2 ) پرفير Porphyre اسكندرانى شاگرد افلوطين Plotin ( تولد 232 يا 233 - وفات 304 ميلادى . اما مجالست او با اسكندر كه پنج قرن پيش ازو بوده است و نظامى متذكر آنست جاى شگفتى است . ( از حاشيهء برهان مصحح دكتر معين ) . ( 3 ) يعنى بمعنى گياه خوشبو و تازهء نهايت سبز و در برهان معنى گوشت فربه نيز دارد . ( 4 ) مصحف فيلفوس از يونانى Philippos نام چند تن از پادشاهان يونان و از آن جمله فيليپس دوم پدر اسكندر پادشاه مقدونيه ( 359 - 336 ق . م ) . و در لغت فيليپس بمعنى دوستدار اسب باشد . ( از حاشيهء برهان مصحح دكتر معين ) . ( 5 ) از يونان زمين ( برهان ) .