محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )

1432

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )

پاكباز ] بمعنى پوست انار باشد . نيلوپل - [ به وزن و معنى ليلوپل مرقوم يعنى نيلوفر . مثالش ابو شكور گويد : بيت آب انگور و آب نيلوپل * شد مرا از عبير و مشك بدل نشبيل - [ بشين معجمه و باى موحده . به وزن منديل [ 1 ] ] شست باشد يعنى قلاب ماهىگيرى . مثالش عبد الواسع جبلى گويد : بيت ز تير و نيزهء او دشمنان هراسانند * چو اهرمن ز شهاب و چو ماهى از نشبيل و در تحفه آلتى قلاب مانند كه به آن خرما از درخت گيرند نيز آمده * . نغل - [ بضم نون و غين معجمه ] كنده‌اى باشد در بيابانها كه شب گوسفندان در آن كنند [ 2 ] . مثالش حكيم رودكى فرمايد : شعر گوسفنديم و جهان هست بكردار نغل * چون گه خواب شود سوى نغل بايد رفت و نيز بمعنى عميق باشد مطلقا [ 3 ] . مثالش عطار گويد : بيت نغل چاهيست اين چاه طبيعت * مشو زنهار گمراه طبيعت و در نسخهء وفائى بمعنى غور هر چيز نيز آمده [ 3 ] . و در فرهنگ - بفتح نون و كسر غين - آورده . نول - [ بضم نون ] نس باشد يعنى گرداگرد دهان . مثالش شمس فخرى گويد : بيت آنكه آلودهء نوال ويست * آز را دست و كام و فكه و نول و در مؤيد نول منقار مرغ و نايژهء صراحى و مشربه و جز آن باشد [ 4 ] . و بمعنى منقار ملا جامى گويد : شعر « 1 » كرمكى گرز آب بنمودى * نول كردى دراز و بر بودى « 2 »

--> ( 1 ) - « س » ندارد . ( 2 ) - اين شعر در « س » نيست . ( 1 ) در برهان نشپيل ضبط است . و معنى مطلق قلاب نيز دارد . ( 2 ) نغول . ( 3 ) اين معنى در برهان نيست . ( 4 ) گردن صراحى را نيز گفته‌اند . ( برهان ) .