محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )

1356

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )

اگرچه خالى از تكلفى نيست اما اين بيت خسروانى مصرح اين معنى است كه نام بتخانه معين باشد نه مطلق : شعر « 1 » نه چون خسروانى نه چون تو بتا * بت و برهمن ديد مشكوى و گنگ منو - [ بفتح ميم و نون ] يعنى مجنب و حركت مكن . مثالش شمس فخرى گويد : شعر « 1 » شاد بر تخت سلطنت بنشين * بعد ازين بهر كار خصم منو و بمعنى ناله مكن [ 1 ] نيز باشد چنان كه « 2 » ناصر خسرو « 3 » گفت : شعر « 1 » منو بر گذشته نود « 4 » بيش ازين * كه اكنونت زير قدم بسپرد مينو - [ بكسر ميم و ضم نون ] بهشت را گويند . مثالش شيخ سعدى گويد : شعر « 1 » او خرمن گل نه گل كه باغيست * نه باغ ارم كه باغ مينوست و در مؤيد بمعنى مينا نيز آمده يعنى آبگينه [ 2 ] و اين بيت را صاحب فرهنگ از دقايق فيروز شاهى مثال آورده : شعر « 1 » شود يك نيمه شرقى مرتفع « 5 » زو * در آن دور از افق بر چرخ مينو مرنگو - نام خارپشت بزرگ باشد كه تشى بيهن نيز گويند . مثالش حكيم اسدى گويد : شعر « 1 » همه مرزهاى خراسان تمام * مرنگوش خوانند و بيهن « 6 » بنام « 7 » و اما حركتش معلوم نشد [ 3 ] .

--> ( 1 ) - « س » ندارد . ( 2 ) - اصل : چنانچه . ( 3 ) - « س » : ناصر . ( 4 ) - « ك » : بود ؟ ( متن نيز روشن نيست ) . ( 5 ) - « الف » ( در متن ) . بيشتر ( و در حاشيه ) : مرتفع . ( 6 ) - « س » : پهن . ( 7 ) - « س » « الف » : تام . ( متن از « ك » است ) . ( 1 ) و زارى مكن . و بكسر اول مخفف مينوست كه بهشت باشد ( برهان ) . ( 2 ) در برهان معنى زبرجد و زمرد نيز دارد . ( 3 ) مزنگو نيز هست ( برهان ) .