محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )
1210
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )
نظامى گويد : بيت دو گردك داشتى خسرو مهيا * بر آموده بگوهر چون ثريا و بمعنى حجلهء عروس نيز آمده . مثال اين معنى مولوى مثنوى گويد : بيت « 1 » بجز بانگ دفت نبود نصيبى * كه هستى چون خصى در دور گردك و بمعنى چيستان نيز آورده در فرهنگ و بمعنى كلنبهء « 2 » مرقوم [ 1 ] نيز گفته . « 3 » و در يكى از نسخ بمعنى زفاف آمده [ 2 ] و اين بيت مولوى مؤيد اين معنى است : بيت بعد ازين اندر شب گردك بفن * امردى را بست جنى همچو زن گچك « 4 » - [ بجيم فارسى ] به وزن و معنى غچك باشد در فرهنگ كه كمانچه نيز گويند . مثالش خوارزمى گويد : بيت ز هر مو چون گچك مىكرد فرياد * دل اصحاب مىگشت از غم آزاد گلناك - [ بضم گاف و سكون لام و بعد از لام نون ] باروى دژ باشد كذا فى ادات الفضلاء و در كشف اللغات گلشاك آمده كه بجاى نون شين « 5 » معجمه باشد « 1 » و بمعنى بازوى در گفته چون شاهدى نداشتيم هر دو معنى را نوشتيم [ 3 ] . گلك - [ بضم گاف ] مصغر گل . و بمعنى طعنه نيز آمده چنان كه حكيم سنائى فرمايد : بيت تا كى ز راه رشك برين و بر آن همى * بهر گل و كلاله خوبان گلك زنيم
--> ( 1 ) - كلمه از « ك » است . ( 2 ) - « ك » : كليه . ( 3 ) - از اينجا تا پايان مطلب از « ك » است . ( 4 ) - اين لغت و شرح آن از « ك » است . ( 5 ) - « س » : بشين . ( 1 ) نانى كه درون آن را پر از حلواى قند و مغز بادام و پسته و غيره كنند و پزند . ( 2 ) در برهان معنى زفاف نيست و بمعنى ترجمهء جمله نيز آورده است . و معنى خرگاه كه خيمهء بزرگ مدور باشد نيز دارد . ( 3 ) در برهان صورت و معنى اخير نيست .