محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )

1171

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )

به عربى سفينه گويند . مثالش حافظ شيرازى گويد : بيت كشتى نشستگانيم اى باد شرطه برخيز * شايد كه باز بينيم ديدار آشنا را كشفتگى - [ بضم كاف و شين و سكون فاء ] يعنى پژمرده شدن « 1 » . امير معزى فرمايد : بيت اين از كشفتگى چون رزان « 2 » گشته در خزان * وان از شكفتگى چو چمن « 3 » گشته در بهار و بمعنى پريشان شدن و پراكنده شدن و بمعنى « 4 » معدوم و نابود شدن نيز آمده [ 1 ] .

--> ( 1 ) - « س » : شد . ( 2 ) - « س » : از آن . ( 3 ) - « س » : من . ( 4 ) - بجز « ك » : معنى . ( 1 ) برهان ندارد اما در كشفتن بفتح اول و دوم نيز گويد .