محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )
1045
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )
برگ درختان سبز در نظر هوشيار * هر ورقى دفتريست معرفت كردگار و رودكى گويد بمعنى اخير : بيت « 1 » نه چون پور مير خراسان كه او * عطا را نشسته بود كردگار كردهكار - مرد مجرب جلد باشد . مثالش استاد دقيقى گويد : بيت جادو نباشد از تو به تنبل سوارتر * عفريت كردهكار و تو زو كردهكارتر كركر و كروگر - [ هر دو بفتح ] نام حضرت احديتست جل جلاله . مثال اول را دقيقى فرمايد : شعر « 1 » چو بيچاره گشتند فرياد جستند * بر ايشان ببخشود دادار كركر و مثال دوم عنصرى گويد : بيت بدان ماند كه يزدان كروگر * جهان نو برآوردست ديگر و در نسخهء وفائى كركر بمعنى كامكار نيز آمده اما در ادات الفضلاء - بهر دو كاف فارسى [ 1 ] - آورده و گفته بمعنى صانع الصنايع است و در فرهنگ نيز - بهر دو كاف فارسى - اول را بمعنى صانع الصنايع و دوم را بمعنى مرادبخش آورده . كيسهدار - شخصى را گويند كه در ارزانى امتعه خرد كه در گرانى فروشد . حكيم سنائى گويد : بيت « 2 » كفر و دين را نيست در بازار عشق * كيسهدارى چون خم گيسوى او كتكار - [ به تاى قرشت . به وزن افكار ] بمعنى دروگر باشد . مولوى معنوى گويد : [ بيت ] جور و جفا و دوريى « 3 » كان كتكار مىكند * بر دل و جانها بتر ز اسكنه كار مىكند و كتگر نيز گويند چنان كه « 4 » حكيم اسدى گويد : بيت سرايى به خوبى چو خرم بهار * بگردوى ايوان بلورين چهار
--> ( 1 ) - كلمه از « ن » است . ( 2 ) - « س » ندارد . ( 3 ) - « س » : دورى . ( 4 ) - اصل : چنانچه . ( 1 ) يعنى گرگر . و اين ضبط صحيح است و گروگر نيز .