محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )
1019
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )
كيا - [ به ياى حطى . به وزن قبا ] مرزبان باشد و ديگر طبائع اربع « 1 » را گويند . بهر دو معنى شمس فخرى گويد : بيت « 2 » شكوه بخت كيان وارث ممالك جم * كه تاج و تخت كيان را شهنشه است و كيا جهان پناهى شاهى كه مثل او نايد * ز اقتران نجوم و ز امتزاج كيا و در زفانگويا نوعى از علك رومى نيز باشد [ 1 ] . مع الباء كرنب - [ بفتح كاف و نون و سكون راى مهمله ] نام داروئيست و كشندهء سگ باشد و لهذا به عربى قاتل الكلب گويند . و در فرهنگ - بفتح كاف و راء و سكون نون - كلم باشد اما در سامى فى الاسامى به اين معنى به عربى آورده و برين قول اعتماد بيشتريست [ 2 ] مثالش « 3 » شاعر گويد : بيت هرآنكو بگيرد ز كرنب شراب * خورد آب كرنب بگرم از شتاب كند رفع بادى كه در معده هست « 4 » * زيادت كند اشتهائى كه نيست « 5 » * كب - [ بفتح كاف ] اندرون رخ باشد در نسخهء ميرزا يعنى كرد بر گرد دهان . و در نسخهء حسين وفائى بمعنى دهان باشد . مثالش شمس فخرى گويد : بيت كند دعاى شه كامران ابو اسحق * دل خلايق در سينه و زبان در كب و در فرهنگ - بضم كاف آورده و آخرش باى فارسى - و اين به صحت اقربست [ 3 ] . كنب - [ بفتح كاف و نون ] گياهى است كه ريسمان كنند و كاغذ نيز از آن سازند [ 4 ] . حكيم « 6 » انورى گويد : بيت « 6 » دختر رز كه تو بر طارم تاكش ديدى * مدتى شد كه در آونگ « 7 » سرش در كنب است و بنگ را نيز گويند [ 5 ] مثالش كمال خجندى گويد : بيت « 2 » مىزند بنگ صرف مرشد خاف * غافل از نوش بادهء عنبى است
--> ( 1 ) - بجز « غ » و « ب » : رابع . ( 2 ) - « س » ندارد . ( 3 ) - تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد . ( 4 ) - « س » : نيست . ( 5 ) - « س » : هست . ( 6 ) - كلمه از « ن » است . ( 7 ) - بجز « ب » و « ن » : اورنگ . ( 1 ) در برهان بكسر اول بمعنى كى كه پادشاه بزرگ باشد و پهلوان و صاحب و خداوند و دهقان و پاكيزه و لطيف و بمعنى دهان نيز آورده است و در معنى مصطكى يا علك رومى گويد سريا نيست . ( در معنى طبائع مصحف كيان است . حاشيهء برهان مصحح دكتر معين ) . ( 2 ) كلمه عربيست . ( 3 ) يعنى : كپ . معرب آن قپ ( برهان ) . و رجوع به كپ شود . ( 4 ) برهان گويد بعضى ريسمانى را گفتهاند كه از پوست كتان تابند و در نهايت استحكام باشد ( كنف . معرب آن قنب . حاشيهء برهان ) . ( 5 ) ورق الخيال ( برهان ) و شاهدانه را نيز گويند كه تخم بنگ باشد ( برهان ) .