محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )
569
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )
دژآگاه - [ بفتح دال ] تند « 1 » و خشم آلوده باشد . مثالش استاد عبد الواسع جبلى « 2 » فرمايد : بيت پلنگ روانكاه در كوه بربر * نهنگ دژآگاه در بحر عمان و دژآگه نيز گويند « 21 » چنان كه « 3 » فرخى گويد : بيت بر در خانهء تو از فزع و هيبت تو * شير چنگ افكند و پيل دژآگه دندان دسته - [ به وزن بسته ] بمعنى مردم را گستاخ گردانيدن و گستاخ باشد . مثالش استاد رودكى گويد : شعر « 4 » نيست از من عجب كه گستاخم * كه تو كردى باولم دسته و ديگر بمعنى يارى و معاونت آمده مثالش شاه ناصر خسرو گويد : بيت بستهء هوا مباش اگر خواهى * تا ديو مر ترا نگرد بسته چون از فساد باز كشى دستت * آنگه كند صلاح ترا دسته و ديگر بمعنى آنچه بر افزارها نصب كنند از چوب و غيره . حكيم انورى گويد : بيت « 5 » گر نشو بيخ امن شود جز بباغ تو * از شاخهاش در تبر فتنه دسته باد و ديگر بستهء رياحين را نيز گويند . مثال اين معنى محمد شمس بغدادى فرمايد : بيت « 5 » صد دسته باد از گل اقبال در كفت * بر فرق دشمنان تو تيغ دو دسته باد و بمعنى جاروب نيز آمده « 22 » . مؤيد اين معنى مولوى معنوى فرمايد : بيت دمى چو فكرت نقاش نقشها سازى * گهى چو دستهء فراش دستهها بندى دختره - دوشيزگى باشد يعنى بكارت « 23 » .
--> ( 1 ) « س » : يند . ( 2 ) كلمه از « ب » است . ( 3 ) اصل : چنانچه . ( 4 ) كلمه از « ن » است . ( 5 ) كلمه در « س » نيست . ( 21 ) در برهان معنى بدانديش و تند شده و كوتوال و محافظ قلعه و سهمگين و خشم آلود نيز دارد ( و صحيح كلمه بضم اول است ) . ( 22 ) در برهان بمعنى جماعت مردم و دستهء كاغذ و بضم اول سنگ است ( كه در ص 574 متن ما آمده است ) . ( 23 ) در برهانست كه مهرى را نيز گويند كه بر كيسه نهند . ( در اصطلاح امروز دختركى . حاشيهء برهان ) .