محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )
632
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )
رشگين باضافهء ياء نيز آمده . « 21 » روزافكن - در فرهنگ بمعنى تب غب « 22 » باشد كه روزى آيد و روزى نه روشندان - روزنى كه در خانه براى روشنى گذارند « 23 » . مولانا مطهر فرمايد : بيت طالع از طاقهاى روشندانت * ماه و مريخ و زهره و كيوان روين - [ بضم راء و فتح ياء ] روناس باشد . مثالش حكيم انورى گويد : شعر « 1 » آن كز نهيب تف سموم سياستش * خون در عروق فتنه ز خشكى چو روين است و رودن « 2 » نيز گويند كه بجاى ياء دال باشد . رهنمون - يعنى راهنما « 24 » . مثالش شيخ نظامى گويد : بيت بكوهى گشت خسرو رهنمونش * كه مىخواندند هر كس بيستونش روزخون - يعنى تاختى كه در روز بر سر دشمن برند . مثالش نزارى گويد : بيت كنم آنگه خبردارت كه چونست * شبيخون مصلحت يا روز خونست ريمن - [ بكسر راء ] مكار و حيلهگر باشد . و بمعنى كينهور نيز آمده . مثالش عنصرى فرمايد : بيت « 3 » كه حسد هست دشمن ريمن * كيست كو نيست دشمن دشمن « 4 » و در فرهنگ بمعنى مكار و حيلهگر بفتح ميم آورده و بكسر ميم بمعنى چركين انتهى . بخاطر مىرسد كه اگر به اين معنى باشد ريمگن بوده كه گاف را حذف كردهاند چون غمگين كه غمين « 5 » گويند « 25 » .
--> ( 1 ) كلمه از « ن » است . ( 2 ) « س » : رودان . ( 3 ) كلمه در « س » نيست . ( 4 ) از اينجا تا پايان مطلب را « الف » در حاشيه آورده است . ( 5 ) « س » : غمگين . ( 21 ) در برهان رشكن است بكاف تازى است و معنى صاحب عجب و حسود نيز دارد . ( 22 ) بكسر اول با دوم مشدد . ( 23 ) در برهان معنى روشنى دان يعنى چراغ نيز دارد . ( 24 ) اين لغت در برهان نيست . ( 25 ) در برهان بفتح اول گويد و بمعنى اسب و پسر نيز آرد و گويد بكسر اول مخفف اهريمن است و گويد نون در ريمن بمعنى چركن ، همچون نون خود چركن است و اصلى نيست .