محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )
506
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )
ستد و داد مكن هرگز جز دستادست * كه پسادست خلاف آرد و الفت ببرد پسادست نسيه باشد و گذشت « 1 » . درست - يعنى صحيح و بمعنى درهم و دينار نيز آمده « 21 » بهر دو معنى حافظ شيراز گويد : بيت بكن معاملهاى وين دل شكسته بخر * كه با شكستگى ارزد به صد هزار درست دهشت - [ بفتح دال و كسر هاء و سكون شين معجمه ] بمعنى يگانگى باشد ، كذا فى التحفه . دست - يد و قوت و قدرت و فرصت و فيروزى و يك نوبت بازى شطرنج و نرد . و برد و چيز تمام نيز اطلاق كنند : اول يكدست خانه يعنى نشيمن و مطبخ و غيرهما ، دوم يكدست جامه ، يعنى از سر تا پا ، مثال يد و قوت و قدرت منصور شيرازى گويد : بيت « 2 » بدست لطف تو برداشت شحنهء ايام * ز شخص عمرو الم ضرب زيد در امثال و بمعنى فرصت شيخ سعدى گويد : شعر « 3 » كنون دشمن بد گهر دست يافت * سر دست مردى و جهدم بتافت و اين بيت بمعنى قوت و قدرت نيز مناسب است . و بمعنى پيروزى كمال اسمعيل گويد : بيت اى مانده زير سنگ و قار تو دست كوه * وى يافته شكوه تو برنه حصار دست و بمعنى يك نوبت از نرد و شطرنج حكيم انورى فرمايد : بيت اجلش در ندب اول گويد برخيز * دست چون باخته شد جاى بياران پرداز و بمعنى خلعت سر تا پا كمال اسمعيل گويد : بيت « 22 » خواهى كه راست گردد پشت دو تاى من * يكدست خلعتم ده و يك سر چهار پاى و در فرهنگ بمعنى طرز و روش نيز آورده و اين بيت خاقانى را مثال آورده « 22 » : بيت كس را سخن بلند ازين دست * سوگند بمصطفى اگر هست
--> ( 1 ) جملهء اخير را « الف » در حاشيه دارد . ( 2 ) كلمه در « س » نيست از « الف » است . ( 3 ) كلمه از « ن » است . ( 21 ) در برهان معنى سالم و تندرست نيز دارد . ( 22 ) - در برهان معنى دستور يعنى وزير نيز دارد و مرغان شكارى مثل بازو باشه و شاهين را نيز باعتبارى دست نويسند و بمعنى يك عدد و بمعنى اندازه و يك بار باختن قمار و بازى سه تير و بمعنى پيشه و حرفت نيز آمده است .