محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )
416
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )
باب الحاء بر طبع نقاد و خاطر و قاد ارباب استعداد مخفى نماند كه اگر چه حرف حاء در فرس نيامده اما لغتى چند به نادر واقع شده بعضى مركب و بعضى مفرد ، نوشته شد . حوض ترسا - حوضى باشد كه انگور در آن شيره كنند . مثالش حكيم خاقانى گويد : بيت گفتم پسندد داورم كز فيض « 1 » عقلى بگذرم « 2 » * حيض عروس رز خورم در حوض ترسا داشته حصار - نام شهريست حسن خيز « 21 » مثالش خسرو شيرين : بيت ز تيغ تنگ چشمان حصارى * قدر خان را بران در تنگبارى حرفگير - يعنى معترض « 4 » و عيب جوى . مثالش شيخ نظامى گويد : بيت گر انگشت من حرفگيرى كند * ندانم كسى كو دبيرى كند حقهء كاوس - نام يكى از سى لحن باربد . مثالش هم او گويد « 22 » در تعريف باربد « 5 » :
--> ( 1 ) « الف » قيض . ( 2 ) « ن » : نگذرم . ( 3 ) كلمه در « س » نيست . ( 4 ) « س » مغرض . ( 5 ) « س » : پاربد . ( 21 ) در برهان به عربى معنى قلعه و باره دارد و در فارسى شعبهاى از جملهء بيست و چهار شعبهء موسيقى . ( 22 ) نظامى .