محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )

282

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )

و معنى سابق نيز از اين رباعى مىتوان فهميد و بمعنى زنهارى كه در مقام تحذير استعمال كنند نيز آمده چنان كه « 1 » مسعود سعد فرمايد : شعر تا نگوئى چو شعر برخوانى * كاين چه بسيار گوى كشخا نيست و در فرهنگ بمعنى جامه‌وارى از هر قماش نيز آمده . مثالش نزارى گويد : بيت تا بديوان ممالك در حساب * زر بدينار آيد و جامه به تاى و ديگر از ادات غايت و تعليل هر دو نيز باشد « 21 » . مثالش به اين معنى لطيفى گويد : بيت از مهد تا پلحد بياموز و پاك زى « 2 » * تا نزد حق و خلق جهان معتبر شوى و ديگر از ادات شرط باشد چنان كه « 1 » شاعر گويد : بيت تا پريشان نشود كار بسامان نشود * شرط عقلست « 3 » كه تا اين نشود آن نشود تنگلوشا - [ بفتح تاء و . ف فارسى با شين معجمه ] علم خانهء روميان باشد در نسخه وفائى و در يكى از نسخ تنگلوشا و ارتنگ « 4 » دو كتابند از روميان و اين بيت حكيم خاقانى را مؤيد قول « 5 » خود آورده : شعر بنام قيصران سازم تصانيف * به از ارتنگ روم و تنگلوشا و بعضى گفته‌اند تنگلوشا نام حكيمى است مغربى « 5 » كه اين تصنيف اوست اما در مؤيد الفضلاء مسطورست كه تنگلوشا علم خانهء روميانست در صورتگرى غير ارتگ « 4 » . و در فرهنگ نام كتابيست كه لوشاى حكيم ، كه « 6 » از حكماء روم در صفت تصوير و نقاشى ممتاز بود ، آن را تصنيف كرد « 22 » . تيزنا - يعنى محل تيزى چيزها مطلقا . مثالش جمال الدين عبد الرزاق گويد : بيت ز وصف تيغ توزان قاصرم كه انديشه * بريده گشت چو بر تيز ناش گذار تاسا « 7 » - [ بسين مهمله ] اندوه و ملالت باشد كه تاسه نيز گويند . مثالش پوربهاى جامى گويد : بيت خواجه حاجى چو از ره ياسا « 8 » * خورد چوب اندر آمدش تاسا تيلا - [ بعد از ياء لام . به وزن زيرا ] در نسخهء ميرزا چنبر « 8 » رسن « 8 » باشد و در فرهنگ بمعنى چنبر رسن‌تابى « 9 » باشد . ترا - مركب از « تو » و « را » ست و در كتابت « 10 » و تلفظ واو « 11 » مىافتد . و در نسخهء ميرزا بمعنى خود را نيز آمده مثالش شيخ نظامى گويد : شعر گفت با من فروش باغ ترا * تا دهم روشنى چراغ ترا و در مخزن « 23 » نيز فرموده كه « 12 » :

--> ( 1 ) « س » : چنانچه . ( 2 ) « ب » : پاك زاى . ( 3 ) « ب » : عشقست . ( 4 ) « س » : ارتنگست . ( 5 ) كلمه از « ب » است . ( 6 ) « كه » از « ن » از « ن » است . ( 7 ) « س » « ن » : پاسا . ( متن از « ب » است ) . ( 8 ) كلمه در « س » نيست از « ب » و « ن » است . ( 9 ) « س » : تانى ؛ « ب » : تاپى . ( متن تصحيح قياسيت ) . ( 10 ) « س » : كتاب . ( 11 ) « س » : و آد . ( 12 ) « كه » از « ب » است . ( 21 ) در برهان نيز معانى ذيل به كلمه داده شده است : كلمهء انتها و ترجمهء الى و حتى تاى كاغذ يعى يك تخته و يك ورق . و مقابل بود صفت عدد و همچون يكتا و دو تا و سه تا . و بمعنى زنهار و بمعنى كه با كاف مكسور استعمال شود همچون « واقف باش تا نيفتى » « يعنى واقف باش كه نيفتى » . ( 22 ) دربارهء تنگلوشا : يعنى كتابى كه موضوع آن صور نجومى ( غير از صور چهل و هشتگانهء بطلميوس ) است و دلالت طلوع آنها در افق شهرى در موقع طلوع وجهى از رجوه دوازده‌گانه بر حوادث حيات مولودست كه آن را در بعض كتب عربى صور درجات فلك ناميده‌اند و مؤلف آن تو كروس يونانيست ( و همين كلمه است كه به علت اغيشاش خط بهلوى به تنگلوش و تنگلوشا تبديل شده است چه اين كتاب از يونانى به پهلوى و از پهلوى به عربى گردانيده شده بوده ) رجوع كنيد بحاشيهء برهان قاطع چاپ دكتر معين ذيل همين لغات تنگلوشا و منابع مذكور در آن ذيل . ( 23 ) يعنى مثنوى مخزن الاسرار نظامى .