محمد حسين ابن خلف تبريزى ( برهان )

3

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى )

مقدمه : بهترين لغتى كه متكلمان بديع البيان محفل زبان آرايى و نيكوترين نكته‌اى كه منشيان انجمن سخن پيرايى زبان بلاغت تبيان و لسان فصاحت ترجمان را به آن متكلم و مترنم سازند حمد و سپاس عليمى را در خور است كه به حكمت بالغه و قدرت كامله خود شبستان حروف و كلمات را به نور معانى رنگين مانندهء نوبهار چين ساخت و كاخ دماغ صدرنشينان بارگاه سخندانى را به نقوش خيالات رنگارنگ به رنگ كارنامه ارژنگ پرداخت و زبان هر يك از طوايف بنى آدم را كه بلبلان گلستان كمال و طوطيان شكرستان مقال‌اند به لغتى از لغات گويا گردانيد و به ارسال رسولان حق گزين و تعيين هاديان راه يقين به السنه و لغات متنوعه هر قومى را به زبانى خاص پيام وحدت فرجام رسانيد و خاتم صحيفه انبيا و فاتحه كتاب اولياء و اولاد امجاد او را صلواة اللّه عليه و عليهم اجمعين كه مطلع انوار هدايت عظمى و سرچشمه جويبار امامت كبرى و داننده حقايق اشياءاند به زبان فصاحت فروز و لسان بلاغت اندوز عربى كه فصيح‌ترين لغاتست معجزآرا و كرامت پيرا نمود و جل شانه و عظم برهانه . بيت از دست و زبان كه برآيد * كز عهده شكرش به درآيد اما بعد بر رأى معنى آراى ارباب دانش و ضمير آفتاب ضياى اصحاب بينش روشن و هويدا باشد كه چون كمترين بندگان ابن خلف التبريزى محمد حسين المتخلص به برهان مىخواست كه جميع لغات فارسى و پهلوى و درى و يونانى و سريانى و رومى و بعضى از لغات عربى و لغات زند و پازند و لغات مشتركه و لغات غريبه و متفرقه و اصطلاحات فارسى و استعارات و كنايات به عربى آميخته و جميع فوايد فرهنگ جهانگيرى و مجمع الفرس سرورى و سرمه سليمانى و صحاح الادويه حسين الانصارى را كه هر يك حاوى چندين كتاب لغات‌اند به طريق ايجاز بنويسد و آن به هيچ وجه صورت نمىبست مگر به اسقاط شواهد و زوايد بنا بر آن از آن هر دو ديده پوشيده به لغات و معانى آن اكتفا و اختصار نمود و همه را جمع كرده جداگانه كتابى ساخت و آن را مسمى به برهان قاطع نموده بر نه فايده و بيست و نه گفتار مقرر و معين گردانيد و لغات و كنايات آن را بر حرف اول و ثانى مبين و بر ثالث و رابع مرتب و مزين ساخت . بيت چون گهرهاى آبدار فلك * هر يكى را به جاى خويش نشاند اميد كه چون به نظر فطرت آئينان معنى شناس و دريافتگان زمين بوس درگاه خلايق پناه پادشاه يوسف سيرت سليمان سريرت هوشنگ فرهنگ جمشيد اورنگ سكندر اقبال فريدون خصال قاآن همت كسرى معدلت خادم اهل بيت رسول اللّه . نظم شهى كه در صف شاهان هند ممتاز است * چو در ميانه ياران على ولى اللّه سلطان عبد اللّه قطب شاه بن قطب شاه خلد اللّه ملكه و سلطانه الى يوم التناد برسد مرتبه استحسان پذيرد و استدعا از اهل تميز و انصاف كه عارفان انجمن دانايى و بينايىاند آنست كه چون به لفظى از الفاظ يا اسمى از اسماء يا معانى نقيضه و امثال اينها برخورند زبان اعتراض را به كام خاموشى و ديده عيب ساز را سرمه پرده‌پوشى