محمد بن هندوشاه نخجوانى
48
صحاح الفرس ( فارسى )
فصل لام « 1 » لت « 2 » : لخت بود « 3 » و آلت كارزار و عمود . لبيبى گفت : بيت « 4 » رويت ز در خنده و سبلت ز در تيز « 5 » * گردن ز در سيلى و پهلو ز در لت « 6 » ( عسجدى گفت : [ بيت ] زلفت مثال ثعبان در قتل آدميست * دشمن بخفته است به بيرون ز در دلت ) « 7 » لت لت : بمعنى پاره پاره بود « 8 » . حكيم عسجدى گفت : بيت جغد با بازو كلنگان چو پرد « 9 » * شكند شهپر و گردد لت لت لست : چيزى قوى باشد « 10 » . لبيبى گفت : بيت گر سير شدى بتا ز من در « 11 » خور هست * زيرا كه ندارم اى صنم چيزى « 12 » لست فصل ميم « 13 » مزكت : « 14 » مسجد باشد و اين لفظ معجم « 15 » عربى است « 16 » چنان كه عرب تعريب « 17 » عجمى مىكند . مست : « 18 » بضم ميم گله باشد « 19 » . لبيبى گفت : بيت « 20 » اى از ستيهش « 21 » تو همه مردمان به مست * دعويت « 22 » صعب و منكر و معنيت « 23 » خام و سست / شكست و / مكست : « 24 » اين الفاظ اتباعست . رودكى گفت : بيت اى از آن چون چراغ پيشانى * اى از آن زلفك شكست و مكست فصل نون « 25 » نهفت : « 26 » پوشيده و پنهان بود و موضعى كه در ديوار يا در زمين سازند تا درو پنهان شوند آن را هم نهفت خوانند . شاعر گفت : بيت گر شير شود عدو چه پيدا چه نهفت * با شير بشمشير سخن خواهم گفت فصل هاء « 27 » [ هم ] لخت : « 28 » بمعنى چرم موزه و كفش آمده « 29 » كسائى « 30 » گفت :
--> ( 1 ) - ك : عنوان را ندارد ( 2 ) - ك : لت ( 3 ) - ك : باشد ( 4 ) - ك : مثال را ندارد ( 5 ) - ط : تبر ( 6 ) - ط : گردن ز درد و پهلوى و گردن ز درد ( متن از « لف 34 » ) ( 7 ) - ط : داخل دو هلال از « ك » ( 8 ) - ك : يعنى پاره پاره ( 9 ) - ط : رد / ك : برد ( 10 ) - ك : باشد قوى ( 11 ) - ط : درد ( 12 ) - ( دهخدا : خرزه / « لف 47 » : « جوزه » و در رشيدى بنقل « لف 47 » مانند متن . ) ( 13 ) - ك : عنوان را ندارد ( 14 ) - ط : مركت ( 15 ) - ط / ك : بعجم ( متن از فروزانفر ) ( 16 ) - ك : عربيست ( 17 ) - ط / ك : تعريف ( متن از فروزانفر ) ( 18 ) - جاى اين كلمه در « ط » سفيد است ( 19 ) - ك : « مست : بضم ميم گله باشد كه از يكديگر كنند . عادلى گفت : از دست تو مردمان همه مست * تو نيز ز مردمان بقهرى » ( 20 ) - ك : اين مثال را ندارد ( 21 ) - ط : سيهش ( 22 ) - ط : دعونت ( 23 ) - ط : مغيبت ( اصلاح بيت از « لف 46 » ) ( 24 ) - ك : « نكشت - يعنى شكست » ( 25 ) - ك : عنوان را ندارد ( 26 ) - ك : « نهفت - يعنى پوشيده و پنهان » و بقيه را ندارد . ( 27 ) - ط : فصل لا / ك : عنوان را ندارد ( 28 ) - ط / ك : لخت ( فصل و شاهد مؤيد ضبط ) ( 29 ) - ك : بمعنى چرم موزه باشد ( 30 ) - ك : كسابى