محمد بن هندوشاه نخجوانى
35
صحاح الفرس ( فارسى )
باب باء « 1 » ( از كتاب صحاح الفرس « 2 » ) فصل همزه : « 3 » آب « 4 » : ماه يازدهم از سال بقول روميان « 5 » . ابو نصر فراهى گفت و اسامى ماههاى ايشان را به ترتيب ذكر كرد « 6 » . مثال : نظم دو تشرين و دو كانون و پس آنگه * شباط ، آذار « 7 » و نيسان و « 8 » ايار است حزيران و تموز و آب و ايلول * نگهدارش كه از من يادگار است « 9 » آذرگشسب « 10 » : بضم گاف و فتح شين معجم و سكون ( سين ) غير معجم ، آتشپرست « 11 » باشد و بعضى گويند نام آتشست . فردوسى گفت : بيت سپهبد « 12 » برآمد خروشان بر اسب « 13 » * روان شد بكردار « 14 » آذرگشسب آسيب « 15 » : دو معنى دارد اول پهلو بهم زدن « 16 » ( دو كس ) « 17 » باشد كه بهم رسند « 18 » . فرخى گفت : بيت اندوهم از آنست كه يك روز مفاجا « 19 » * آسيبى ازين دل بفتد « 20 » بر جگر آيد « 21 » دوم نكبت باشد « 22 » . آشوب « 23 » : غلبه و مشغله باشد . ( حكيم انورى گفت : [ بيت ] بنظم مرثيهاى در كه چون ز موجب آن « 24 » * يتيموار تفكر كنم بر آشوبم ) « 25 » ( فصل ) باء « 26 » باب : پدر را گويند . فردوسى گفت : بيت « 27 » گر آزار بابت نبودى ز پيش * ترا دادمى چيز « 28 » از اندازه بيش بتكوب « 29 » : ريچارست « 30 » كه از مغز گردكان و شير « 31 » و ماست كنند . خجسته گفت : بيت بسنده نكردم به « 32 » بتكوب خويش * بر آن شدم كز منش « 33 » شير بيش « 34 » بوب : بساط « 35 » و فرش باشد . رودكى گفت : بيت روز ديگر شاه باغ آراست خوب * تختها بنهاد و گستردند [ بوب ]
--> ( 1 ) - ك : ندارد ( 2 ) - ط : داخل دو هلال را ندارد ( 3 ) - ك : عنوان را ندارد ( 4 ) - د : ا آب ( 5 ) - ك : « آب - ماه يازدهم است » ( 6 ) - د : ندارد ( 7 ) - ط : آزار / د : ا آذا ( 8 ) - د : « و » ندارد ( 9 ) - ك : نظم فراهى را ندارد ( 10 ) - ك : « آذرگشسب بمعنى آتش و آتشپرست هر دو است » ( 11 ) - د : ندارد ( 12 ) - د : سعبد ( 13 ) - ط : خروشى باسب ( 14 ) - ط : بكيوان ( 15 ) - ك : « آسيب - پهلو بهم زدن است » ( 16 ) - د : بر هم زدن / ط : پهلوى ( 17 ) - داخل دو هلال از « د » ( 18 ) - ط : رسد . ( 19 ) - ط : مفاخا ( ديوان فرخى : مفاجات ) ( 20 ) - ط : آسيب بيفتد بر جگر آمد ( 21 ) - ك : مثال را ندارد ( 22 ) - ك : « بمعنى نكبت نيز آمده » ( 23 ) - ك : اين لغت را ندارد ( 24 ) - د : بعظم مرتبهء دركه ز موجب آن ( متن از ديوان انورى ) ( 25 ) - داخل دو هلال در « د » آمده ( 26 ) - داخل دو هلال از « د » / ك : عنوان را ندارد ( 27 ) - ك : مثال را ندارد ( 28 ) - ط : خير / د : حير ( 29 ) - ك : « چيزى است از مغز گردكان و ماست راست مىكنند » ( 30 ) - ط : بخارى است ( 31 ) - ط : سير ( در ذيل لغت « پتكوت » در باب تاء : « شير » ) ( 32 ) - د : « به » ندارد ( 33 ) - د : بران شد كه مركز منش شير بيش / « متن لغت 25 » : بر آن شدم كز منش سير بيش ) ( 34 ) - ك : مثال را ندارد ( 35 ) - ك ، « بساط و » ندارد