محمد بن هندوشاه نخجوانى
25
صحاح الفرس ( فارسى )
پادشا گشت آرزو بر تو ز بىباكى تو * جان و دل بايدت داد اين پادشا را باژو « 1 » سا ) « 2 » سارا : عنبر خالص بود « 3 » . امير معزى گفت : بيت گشته خجل از رنگ لبش بادهء سورى * برده حسد از مشك خطش « 4 » عنبر سارا « 5 » ( و هم او گفت : [ بيت ] بر ارغوان تو بر نيست سنبل خوشبوى * بپرنيان تو بر نيست عنبر سارا « 6 » سروا : حديث باشد و در بعض « 7 » نسخها « 8 » بمعنى ( حديث ) « 9 » دروغ است . « 10 » اورمزدى « 11 » گفت مثال « 12 » : بيت چند دهى وعدهء دروغ همى چند * چند فروشى تو خيره بر « 13 » من سروا سينا : دو معنى دارد اول كوه طور « 14 » است كه موسى عليه ( الصلاة و ) « 15 » السلام آنجا بود « 16 » . دقيقى گفت : بيت باز آمدند و گفتند از امتان موسى * كايزد ( بدآن ) « 17 » نه موسى بر كوه طور سينا و مولانا جلال الدين فريدون « 18 » گفت : بيت من كليم عقل و چرخ از طبع زايد نور من * لمعهء اشر « 19 » اق نار طور سينا ساخته « 20 » دوم نام جد ( شيخ رئيس ) ابو على سينا « 21 » ست قدس اللّه روحه العزيز . « 22 » حكيم سنائى گفت : بيت خداوندا سنائى را سنائى ده تو در حكمت * چنان كزوى « 23 » برشك آيد روان بو على سينا و مولانا جلال الدين فريدون گفت : بيت من سقيم نفس و عقل از نفثة المصدور « 24 » من * مايهء اخبار « 25 » روح پور سينا ساخته « 26 » فصل شين « 27 » شخا « 28 » : ( خراش « 29 » و ) خليدن بود « 30 » . شغا : بضم شين و بفتح « 31 » غين معجم و « شقا » بقاف و « شگا » بگاف بسه نقطه ، تير دانست و عرب آن را « جعبه » گويد « 32 » . فرخى گفت : بيت از نهيب كارزار خصم « 33 » و روز نام و « 34 » ننگ * زو فلك در گردن آويزد شغا « 35 » و نيم لنگ « 36 » و امير معزى گفت : بيت اى سرافرازى كه از تاج شهان زيبد همى * بر ميان بندگان تو شغا « 37 » و نيم لنگ « 38 » شوغا : حظيره باشد اعنى جاى گوسفندان . ( شيدا : « 39 » ديوانه باشد « 40 » . دقيقى گفت : [ بيت ] دل برد چون بدانست كم كرد ناشكيبا * بگريخت تا چنينم ديوانه كرد و شيدا و شيخ سعدى گفت : [ بيت ]
--> ( 1 ) - د : ياروسا ( در حاشيه : باژوسا ) ( 2 ) - داخل دو هلال فقط در « د » آمده ( 3 ) - ك : است . ( 4 ) - د : نور رخش / بوى خطش ( ديوان ) ( 5 ) - ك : اين مثال را ندارد ( 6 ) - داخل دو هلال فقط در « د » آمده ( 7 ) - بعضى ( 8 ) - د : نخهاء ( 9 ) - ط : داخل دو هلال را ندارد ( 10 ) - ك : « سروآ - حديث دروغ باشد » ( 11 ) - ك : عنصرى ( 12 ) - د / ك : ندارند ( 13 ) - ك : به من ( 14 ) - د : طورست ( 15 ) - داخل دو هلال از « د » ( 16 ) - د : بوده ( 17 ) - ط : « بدآن » ندارد ( 18 ) - ط : فريد ( 19 ) - ط : اشراف ( 20 ) - ك : « سينا - يعنى كوه طور سينا » و دو مثال را ندارد ( 21 ) - ط : « ست » ندارد ( 22 ) - د : « العزيز » ندارد ( 23 ) - د : چنان كه از وى ( 24 ) - ط : من سقيم نفس و از تفسير المصدور من ( 25 ) - د : مائة احياء ( 26 ) - ك : فقط « و نام جد ابو على قدس اللّه روحه » و دو شاهد را ندارد ( 27 ) - ك : عنوان را ندارد ( 28 ) - در « ط » جاى اين كلمه خاليست / ك : شيخا ( 29 ) - ط : داخل دو هلال را ندارد ( 30 ) - ك : است ( 31 ) - ك : و فتح ( 32 ) - ك : شغا و شگا بكاف عجم و شقا تير دانست و عرب جعبه و جفانه گويند » ( 33 ) - ك : « و » ندارد ( 34 ) - د : نام و نيك ( 35 ) - د : شقا ( 36 ) - لفع / لفپ 264 : بوقت كارزار خصم و روز نام و ننگ او فلك در گردن آويزد شغا و نيم لنگ او و « لفس » مانند متن . ( 37 ) - د : شقا ( 38 ) - ك : اين مثال را ندارد . ( 39 ) - ط : اين لغت را ندارد ( 40 ) - ك : است