اسماعيل ناظم
مقدمه 47
دارونامه طوبا ( گزيده داروهاى مجرب پزشكى ايرانى ) ( فارسى )
و قس على ذلك هر گاه بعضى ادويه حار باشند و بعضى بارد يا همه بارد باشند يا همه رطب باشند يا همه يابس . و اما تعيين مقدار شربت معجون نيز به اين طريق معلوم مىشود . مثلًا ، هر گاه وزن اول به قدر دو شربت باشد و وزن دوم به قدر سه شربت باشد و وزن سيم به قدر نيم شربت باشد و وزن چهارم به قدر چهار شربت باشد و وزن پنجم به قدر سه شربت باشد ، همه را جمع كنيم دوازده و نيم شود . پس مقدار ادويه كه نود و هفت است بر آن قسمت كنيم . خارج قسمت كه هفت و نوزده جزو از بيست و پنج جزو واحد است مطلوب باشد . پس گوييم قدر شربت اين معجون قريب به هفت طسوج باشد و سرّ در اين دو عمل ، يعنى كيفيت معرفت مزاج و كيفيت معرفت قدر شربت به نحو مذكور ظاهر است اجمالًا . سرّ در اول : به جهت آنكه بعد از آنكه اوزان جميع ادويه مفرده به وزن اقل رد شود كه آن نود و هفت طسوج است در مثال مفروض ، شكى نيست كه اگر همه ادويه مذكوره در يك درجه و يك مرتبه از حرارت مىبودند ، معجون مركب از همه نيز بر آن درجه و مرتبه از حرارت مىبود ، ليكن چون درجات آنها در حرارت مختلف است ، لهذا آنچه در درجه اول حار است ، چون عدد طسوجات آن معين شود ، شبههاى نيست در آنكه آنچه در درجه دوم حار است هر گاه عدد طسوجات آن نصف عدد طسوجات اول باشد در حرارت مساوى اول خواهد بود ؛ يعنى حرارت مجموع عدد طسوجات آنچه در درجه دوم حار است مساوى خواهد بود با حرارت ضعف عدد طسوجات آنچه در مرتبه اول حار است . پس هر طسوجى از درجه دوم حرارت آن مساوى حرارت دو طسوج مرتبه اول باشد و همچنين حرارت يك طسوج از درجه سيم برابر حرارت سه طسوج باشد از درجه اول . و همچنين حرارت يك طسوج از درجه چهارم مساوى حرارت چهار طسوج درجه اول باشد و بر اين قياس . و بنابراين چون عدد طسوجات هر يك از ادويه كه در حرارت در مرتبه دوم و سيم و چهارم است به نسبت مذكوره تضعيف نماييم ، حاصل كه در مثال مفروض دويست و چهارده است ، طسوجاتى است كه مجموع در مرتبه اول حار است . و شكى نيست كه عدد واقعى طسوجات ادويه كه نود و هفت است بعد از امتزاج حرارت مجموع به يك نحو مىشود و به جهت اختلاف آنها در درجات حرارت چون به تضعيفات مذكوره همه رد به درجه اول شد و دويست و چهارده طسوج به ملاحظه حرارت حاصل شد ، پس به ازاء هر طسوجى از نود و هفت آنچه واقع مىشود از طسوجات حاصله به ملاحظه حرارت كه دويست و چهارده باشد آن عدد درجات حرارت هر يك از طسوجات نود و هفتگانه باشد كه آن بعينه عدد درجات حرارت آن معجون است . لهذا بايد دويست و چهارده به نود و هفت قسمت شود . و چون دويست و چهارده بر نود و هفت قسمت كنيم حاصل مطلوب است ؛ يعنى آن عددى است از درجات كه به ازاى هر يك واقع است ، زيرا كه نسبت مقسوم به مقسومعليه چون نسبت خارج قسمت باشد به واحد . لهذا چون دويست و چهارده كه مقسوم است ، دو برابر و كسر نود و هفت است كه مقسومعليه است بايد خارج قسمت نيز دو برابر و كسر واحد باشد ، لهذا معجون در اوايل درجه سيم حار خواهد بود .