اسماعيل ناظم

91

طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى )

اين بود تفصيل برهانى كه ابن سينا براى اثبات قاعدهء مورد بحث اقامه نموده است . در موارد ديگر نيز به اين برهان اشاره مىكند ، چنان‌كه مىگويد : كلّ ما هو ممكن الوجود فهو دائما بإعتبار ذاته ممكن الوجود لكنّه ربما عرض أن يجب وجوده بغيره و ذلك إمّا أن يعرض له دائما و إمّا أن يكون وجوب وجوده عن غيره ليس دائما ، بل فى وقت دون وقت ؛ فهذا يجب ان يكون له مادة يتقدّم وجوده بالزّمان . . . « 39 » بهمنيار از شاگردان برجستهء ابن سينا است ، در موارد متعدد از كتاب التحصيل از اين قاعده بحث كرده ، ولى مطلب جديدى ، جز آنچه از ابن سينا نقل شد ، در اين كتاب مشاهده نمىشود . « 40 » صدر المتألّهين و قاعده از جملهء فيلسوفانى كه پس از ابو على سينا به‌طور مبسوط از اين قاعده بحث كرده ، صدر المتألّهين شيرازى است . چنان‌كه قبلا اشاره شد ، وى نيز در طرح اين قاعده و اقامهء برهان جهت اثبات آن سخن جديدى را ارائه ننموده است . برهانى كه در كتاب اسفار اربعه براى اثبات اين قاعده اقامه شده جز همان برهان ابن سينا در كتاب نجات البته با اندكى اختلاف در طرز تعبير و حذف و اضافهء كلمات چيز ديگرى نيست . نكته‌اى كه قابل تذكّر است ، اين است كه صدر المتألّهين دو مطلب را در طى اين مبحث خاطرنشان مىنمايد . يكى از آن دو مطلب عبارت است از اينكه آيا موضوع امكان كه تقدمش بر موجود حادث ثابت مىگردد ، خود حادث است يا مبدّع ؟ پاسخ قطعى به اين پرسش اين است كه موضوع امكان قطعا بايد مبدّع باشد نه حادث . زيرا اگر موضوع امكان ، خود حادث باشد ، به حكم كليت قاعدهء مورد بحث ، بايد مسبوق به مادهء ديگرى باشد . چون قاعده حكم مىكند كه « كلّ حادث مسبوق بالمادّة » و در اين

--> ( 39 ) . شفا ، بخش الهيات ، ص 305 . ( 40 ) . التحصيل ، ص 444 و 654 .