اسماعيل ناظم
89
طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى )
شق دوم را كه امكان وجود حادث ، پيش از آن معدوم باشد ، نمىتوان پذيرفت . زيرا در آن صورت امكان وجود شدن از آن سلب مىگردد و هرگز حادث نخواهد شد . بنابراين ، صحت شق اول قطعى و متعيّن مىگردد كه امكان موجود شدن هر موجود حادث پيش از آن موجود است . در اينجا باز هم اين سؤال مطرح مىشود كه آيا اين امكان موجود در خارج ، قائم به موضوع است يا قائم به موضوع نيست . شق دوم را كه قائم به موضوع نيست ، نمىتوان پذيرفت ؛ زيرا موجودى كه در خارج قائم به موضوع نباشد ، جوهرى است داراى وجود خاص كه هيچگونه اضافه و نسبت در ذات آن نهفته نيست . در حالى كه امكان وجود حادث پيش از آن موجودى است كه در ذاتش حالت اضافه به موجود حادث نهفته است . بنابراين ، امكان وجود حادث از مقولهء جوهر نيست كه در موضوع نباشد . بلكه موجودى است در موضوع كه آن را قوهء وجود مىنامند . اكنون اين قوهء وجود كه حيثيت ذاتش اضافه و نسبت است ، به يك موضوع كه آن را « حامل قوّه » مىخوانند ، نيازمند است و آن موضوع حامل قوّه همان ماده يا هيولا است كه هر موجود حادث مسبوق به آن خواهد بود . در نتيجه ، بهطور كلى صحيح است كه گفته شود ؛ « كلّ حادث مسبوق بالمادة » . اين برهان با اندكى اختلاف تعبير ، در كتب معروف بوعلى سينا و صدر المتألّهين تقرير شده است . نخستين فيلسوف اسلامى كه از اين قاعده به تفصيل بحث كرده و در اين باب داد سخن داده است ، شيخ الرئيس ابو على سينا است . « 37 » فلاسفهء بعد از وى در اين باب كموبيش سخن ايشان را تكرار كردهاند . ابن سينا قاعده را به اين صورت مطرح كرده است : كلّ حادث زمانى فهو مسبوق بالمادّة لا محالة و نحن نقول أنه لا يمكن أن يحدث ما لم يتقدّمه وجود القابل و هو المادّة . و لنبرهن على هذا ، فنقول إنّ كلّ كائن فيحتاج أن يكون قبل كونه ممكن الوجود فى نفسه فإنّه إن كان ممتنع الوجود فى نفسه لم يكن البتّة و ليس
--> ( 37 ) . النجاه ، ص 356 .