اسماعيل ناظم
78
طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى )
در كيفيت طرح اين قاعده و اثبات آن ميان امام فخر رازى در كتاب مباحث المشرقيه و قاضى عضد الدّين ايجى در كتاب مواقف هيچگونه تفاوت و اختلافى ديده نمىشود . از جمله متفكرين بزرگ اسلامى كه اين قاعده را مطرح كرده و از آن بحث كرده است ، دبيران كاتبى قزوينى است . وى از شاگردان برجستهء خواجه نصير الدّين طوسى است ؛ ولى از لحاظ فكر و اسلوب و انديشه ، بيشتر تحت تأثير امام فخر رازى قرار گرفته است و برخى اوقات از سبك وى پيروى مىكند . اين مطلب در ايرادهايى كه بر فلاسفه وارد ساخته يا شبهههايى كه در مورد واجب الوجود مطرح كرده ، بيشتر نمايان مىشود . ديگر از متفكرين بزرگ كه اين قاعده را تأييد نموده ، علّامه حلى است كه در شرح كتاب حكمة عين القواعد دبيران كاتبى كه آن را ايضاح المقاصد ناميده است ، مىگويد : حكماى سابق را عقيده بر اين بود كه موجود بسيط نمىتواند هم فاعل باشد و هم قابل ؛ زيرا فاعل از آن جهت كه فاعل است با قابل از آن جهت كه قابل است ، مغايرت دارد . چون فاعل به اعتبار فاعل بودن همواره مفيد است درحالىكه قابل به اعتبار قابل بودن مستفيد است . « 24 » به اين ترتيب اگر اعتبار مفيد بودن و اعتبار مستفيد بودن هر دو داخل در ذات شىء بسيط باشد ، تركيب آن لازم مىآيد . و اگر يكى از دو اعتبار داخل و ديگرى خارج باشد ، باز هم تركيب لازم مىآيد و تركيب با بساطت منافات دارد . اما اگر فرض كنيم كه اعتبار مفيد بودن و اعتبار مستفيد بودن هر دو خارج از ذات شىء بسيط باشد ، در اين صورت شىء بسيط مصدر آن دو اعتبار خواهد بود و مصدريت آن نسبت به يكى از دو اعتبار ، با مصدريت آن نسبت به اعتبار ديگر مغايرت دارد . در اينجا بهطور مجدد اين سؤال تكرار مىشود كه آيا مصدريت شىء بسيط نسبت به دو اعتبار مفيد بودن و مستفيد بودن داخل در ذات آن شىء است يا خارج ؛ و يا يكى از دو اعتبار داخلى در ذات و ديگرى خارج از ذات است ؟
--> ( 24 ) . ايضا المقاصد ( شرح حكمه عين القواعد ) ، ص 115 .