اسماعيل ناظم
36
طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى )
جواب مقصود از بقاى موضوع چيست ؟ اگر مقصود اين است كه جوهر به نحو ثبات باقى است ، يعنى وجود ثابت و لا يتغيرى داشته باشد ، گوييم لازم نمىآيد كه در حركت موضوع ثابتى وجود داشته باشد و اگر مقصود اين است كه موضوع در حركت به نحو تجدد باقى است نه به نحو ثبات ، اختيار مىكنيم كه موضوع در حركت جوهرى باقى است اما به نحو تجدد نه به نحو ثبات . و جهتش آن است كه چنانكه بعد ثابت خواهيم كرد ، وجود امرى است حقيقى و مراتبى دارد : شديد و ضعيف و اصل در اشياء و تحقق آنها همان وجود است . حركت در كمّ از جمله مقولاتى كه در آن واقع مىشود ، مقوله كمّ است و حركت در كمّ يا از زياده به نقصان است و يا بالعكس و هركدام از اينها هم دو قسم است . پس اقسام حركت در كم چهار قسم است . حركت از نقصان به زياده ( نمو يا تخلخل ) بر دو قسم است . 1 . نمو : اگر جسمى از خارج به موضوع افزوده شود تا مقدار حجمش زياد گردد ، آن را نمو مىگويند . نمو آن است كه مقدار حجم جسم زياد شود به سبب آنكه جسمى از خارج به آن جسم اضافه شود و نفوذ كند در آنكه حجم جسم زياد شود به ابعاد ثلاثه به يك نسبت طبيعى . 2 . تخلخل : تخلخل آن است كه حجم جسمى زياد شود ، بدون آنكه جسمى از خارج بدان افزوده گردد ، مثل انبساط آب در نتيجهء حرارت . حركت از زياده به نقصان و پژمردگى ( ذبول و تكاثف ) باز بر دو قسم است : 1 . ذبول : يعنى حجم جسم كم شود در اثر اينكه اجزايى از جسم خارج گردد . 2 . تكاثف : يعنى كم شدن مقدار حجم جسم بدون آنكه جزيى از آن خارج شود ؛ مثل انقباض در اثر برودت . دلايل حسى حكما بر تخلخل و تكاثف : حكما چند دليل براى تكاثف و تخلخل آوردهاند . اول : اگر سر بطرى را بمكيم كه هواى آن خارج شود و دست در دهانه آن گذاشته ، روى آن قرار دهيم ، آب بر خلاف طبيعت در بطرى بالا مىآيد . اين امر