اسماعيل ناظم
67
طب و طبيعت ( فارسى )
1 - مواردى كه اخلاط بينى زياد است و خلط غليظ مىباشد بايد از سعوطات ( عطسهآورها ) استفاده كرد مانند كندش ، گشنيز و گل بنفشه را نرم سائيده به بينى بكشيم تا عطسه آورد و خلط دفع شود . 2 - در موارد سر درد بو على تجويز بوييدن روغن سوسن كه عطسهآور است مىنمايد و ايجاد عطسه دفع مواد از سر كرده سر درد بهبود پيدا مىكند . و - آبزن و تعريق : يكى از روشهاى دفع رطوبات زايد و مواد فاسد در بدن ، عرق كردن است . و طبيب هرگاه نياز به دفع مواد فاسد پوستى از طريق عرق شود ، ادويهء معرّق - يعنى عرق آور - يا آب زن را به كار مىبرد . ادويهء معرّقه ، مانند جوشاندهء بهمن سرخ يا چوب چينى يا ماليدنىهاى عرقآور چون روغن بابونه و گل ارمنى هستند . امّا آب زن ، يك ديگ بخار بوده كه بهجز سر ، تمام بدن را مىپوشانده است . امّا هرگاه نياز به دفع رطوبات زايد از بدن باشد ، باز هم طبيب مىتوان از همين تعريق بهره برد ؛ چنانچه مرحوم ميرزا محمد تقى شيرازى بيمارى نزول آب در كيسهء بيضهها را با تعريق موضعى بيضهها به كمك همين ديگ بخار و برخى ادويهء ماليدنى معرّقه درمان كرده است . « 1 » ز - نضج و مسهل : در روشهاى عملكرد طبيعت گفته شد كه طبيعت هرگاه بخواهد خلطى را دفع كند ، ابتداء آن را نضج مىدهد و سپس آن را به طريقى كه صلاح بداند - چون اسهال يا روش ديگر - دفع مىكند . اطبّاء هم همين روش طبيعت در نضج اخلاط را بازسازى كردهاند و براى دفع خلطى ، ابتداء منضج تجويز مىكنند و پس از مدتى كه منضج صرف شد و خلط نضج يافت ، به دفع آن مىپردازند . البته اين روند ، بر اساس نظم و قواعدى است ؛ يعنى مدّت زمان صرف منضج و نوع آن در هر خلطى فرق دارد كه مختصرى از آن را حكيم ارزانى چنين بيان كرده است :
--> ( 1 ) . رسائل پانزدهگانهء مؤلف ، رسالهء تسهيل العلاج