اسماعيل ناظم
57
طب و طبيعت ( فارسى )
اين امر ، اشاره به نكتهاى در بحث ظرفيت طبيعت مىكند و آن اينكه محدوديت عالم ماده ، اجازه نمىدهد كه طبيعت انسانى براى هر حالت درونى يك علامت ويژه داشته باشد و لذا اى بسا علائمى غلطانداز ارائه مىدهد و حكمت و مشيّت الهى تشخيص اين نقاط محدوديت و جبران آن و تشخيص علائم غلطانداز را به عهدهء طبيب نهاده تا او به اصل مطلب پى برد و واقعيتى كه در پشت اين علامت كاذب وجود دارد پى ببرد . پيشينهء اين بحث ، در هيچيك از كتب طبى يافت نشد ، لذا نياز به كار عميق و تحقيق و تدقيق بيشترى دارد . پنجم : قانون « توجه و فهم علائم طبيعت » : بر اساس اين قانون ، طبيب براى اينكه تعاملى صحيح و علمى با طبيعت برقرار كند ، بايد با آن آشنا باشد نه بيگانه ؛ يعنى زبان آن را بفهمد و بتواند علائم و هشدارهاى او را تفسير كند و بدينسان از روند درمان طبيعت آگاه شود تا اگر طبيعت در جايى نياز به كمك داشت يا درمانش به مشكلى برخورد نمود ، او وارد عمل شود . به همين جهت است كه اطبّاء ، در جاهاى مختلفى از اين علائم بحث كرده و آنها را تفسير نمودهاند كه به برخى از آنها اشاره مىشود . الف - ابن سينا مىگويد : « از لرزش لبها بايد استدلال برقى نمود . . . و از قراقر معده بايد بر نفخ و سوء هضم آن استدلال كرد . و از برجستگى ناخنها به سلّ بايد پى برد . و سرخى ريه را بايد علامتى بر ذات الريه انگاشت » . « 1 » اين عبارت با اندكى تفاوت در شرح موجز نيز به چشم مىخورد . عقيلى نيز از قول او مىنويسد : « و شيخ الرئيس - ره - در « قانون » نوشته كه : گاهى بول سياه مىگردد يا احمر قانى از آشاميدن ؛ به جهت آنكه طبيعت تصرف ننمايد در آن اصلا و يا اندك تصرّفى نمايد و به صرافت خود با اندك تغييرى مندفع گردد . و اين ، دلالت بر سقوط و يا ضعف قوت كبديه مىنمايد . و گاه به سبب سقوط و يا ضعف قوّت
--> ( 1 ) . قانون ، چاپ دار الصادر ، ج 1 ، ص 113 .