اسماعيل ناظم

42

طب و طبيعت ( فارسى )

ابن رشد مىگويد : « لان الطب هو جزء من العلم الطبيعى ، و هو انّما يخدم افعال الطبيعه فى الكون و الفساد . ثمّ من بعد ذلك فان انحاء العلاجات و انحاء الشفا كثيرة و مختلفه » . « 1 » سيد اسماعيل جرجانى در منفعت طب مىگويد : « منفعت طب ، يارى دادن طبيعت است » . « 2 » ابن ماسويه دربارهء اهميت اساسى اعانت طبيعت ، چنين مىگويد : « سزاوار است كه پزشك ، همانند فعل طبيعت را به وجود آورد ، هرچند درمان به درازا كشد و دشوار باشد . و درمان خود را بر غير تدبير طبيعت قرار ندهد ؛ زيرا كه آن - هم‌چون كيميا - فريبى بيش نيست » . « 3 » عقيلى مىگويد : « طبيب كه خادم و معاون طبيعت است ، بايد كه به حسب مطلوب و اقتضاى طبيعت ، اعانت نمايد در دفع مادهء مرض » « 4 » . و در جاى ديگر مىنگارد : « اما منع از حجامت حامله ، جهت آن است كه چون حجامت ، خون را جانب جلد مىكشد و مخالف اقتضاى طبيعت است ، در آن حال كه خون را به جانب جنين جهت تغذيه و تنميه آن مىكشد و مخالفت طبيعت ، مفسّر و ممنوع است ؛ زيرا كه طبيب خادم طبيعت است در اعانت اصلاح بدن » . « 5 » پس با اين وضع ، ديگر جايى براى شكّ نمىماند كه اطبّاى گذشته ، اساس درمان را بر « درمان طبيعى » - يعنى درمان بر اساس خدمت و اعانت طبيب به طبيعت - مىدانسته‌اند و بر آن همواره تأكيد مىورزيده‌اند .

--> ( 1 ) . رسائل ابن رشد ، ص 46 . ( 2 ) . اغرض الطبيّه ، چاپ افست ، ص 22 . ( 3 ) . مفتاح الطب و منهاج الطلاب ، تأليف ابو الفرج على بن حسين بن هندو ، چاپ بيروت ، صص 20 و 21 . ( 4 ) . خلاصة الحكمة ، چاپ سنگى ، ص 35 . ( 5 ) . خلاصة الحكمة ، ص 9963