اسماعيل ناظم

36

طب و طبيعت ( فارسى )

ج - قواى طبيعت ، مستقر در جوهر اعضاء است ؛ چنانچه عين اين جمله را قطب الدين شيرازى گفته است . « 1 » د - هرگاه ضربه يا سقطه‌اى در نقطه‌اى از بدن اتفاق افتد ، طبيعت ، مواد را به سوى آن مىفرستد جهت اصلاح آن . « 2 » ه - طبيعت ، اغذيهء خوشمزه و رنگارنگ را خوب هضم مىكند . « 3 » و - هرگاه طبيعت براى اصلاح بخشى از بدن به آنجا توجه كند ، تمام اعوان و لشكريانش كه قوا و ارواح و حرارت غريزى به آنجا باشد هجوم مىآورند . « 4 » كه البته اين امر هميشه مطلوب نيست و در بحثهاى آينده از طريقهء كنترل آن در برخى امراض خطرناك و لزوم اين امر بحث خواهيم كرد . ز - در اكثر امراض دماغيه و اسهالات و بحران به عرق ، بول كمتر است به خاطر انصراف طبيعت به جانب ديگر . « 5 » ح - كندى افعال طبيعت ، - چه افعال طبيعى ، چه حيوانى و چه نفسانى - ، از برودت و سرعت آنها از حرارت است . « 6 » وظيفهء طبيب در برابر بيمار طبيب حاذق كسى است كه به دقت راهكارهاى طبيعت بدن را بشناسد و بداند كه در يك بيمارى خاص ، طبيعت چگونه عمل مىكند و همان كارى را كه هدف طبيعت است انجام دهد و طبيعت را كمك‌كار باشد تا به بهبودى بينجامد .

--> ( 1 ) . تحفهء سعديّه ، ص 341 . ( 2 ) . شرح اسباب و علامات ، چاپ سنگى ، ص 396 . ( 3 ) . خلاصة الحكمة ، چاپ سنگى ، ص ؟ ؟ ؟ ( 4 ) . ؟ ؟ ؟ ( 5 ) . خلاصة الحكمة ، چاپ سنگى ، ص 305 . ( 6 ) . شرح موجز .