اسماعيل ناظم
20
طب و طبيعت ( فارسى )
از همين جهت است كه اطبّاء يكى از علل يبوست مزاج را اشتغال طبيعت به امور مهمى چون همّ و غمّ و يا وجود مرضى در قسمتهاى بالاى بدن مىدانند . « 1 » عقيلى اين قانون را چنين بيان مىكند : « تناول طعام و شراب بعد [ از ] مسهل [ و ] قبل [ از ] اتمام عمل ان ، باعث انقطاع عمل آن است ؛ زيرا كه طبيعت متوجّه هضم آن مىگردد و از عمل فرمودن دوا بازمىماند و اگر دوا قوىّ الجذب باشد ، باعث انقطاع عمل آن نمىگردد و ليكن خالى از فساد و غايله نيست ؛ به جهت آنكه مختلط به دواى مسهل مىگردد و مىشكند قوّت جذب آن را و مانع مىآيد از نفوذ آنچه نفوذ مىنمود از موادّ مجذوبه به سوى معده و امعا و لهذا مىماند در فوهات ماساريقا و باعث سدّه مىگردد و خوف امراض سدّى است » . « 2 » و نيز مىنويسد : « در اوّل خواب : نبض صغير و ضعيف مىباشد و با آن ، يا متفاوت يا بطى ؛ به جهت آنكه حرارت غريزيّه ، حركت آن در آن وقت به سوى انقباض و غور به سوى باطن و ينبوع خود مىباشد و همچنين جميع ارواح و قوا ، كه به سوى انبساط و ظهور . و نيز در آن وقت ، طبيعت و نفس متوجّه هضم و نضج غذا و فضول باطنيّه مىگردند ؛ مانند شخص مقهور محصور لا محاله و نيز به سبب احتقان و اجتماع خود در باطن ، مىباشد دم باعث زيادتى و ضعف آن . و همين علت بطء و تفاوت نبض است » . « 3 » يا : « و نيز لازم است كه اولا تسكين دهند وجع موجود در عضوم مجذوب عنه را پس جذب نمايند مادّه را از آن ؛ زيرا كه وجع ، جذّاب است ؛ به سبب آنكه لازم دارد تسخين عضو را و طبيعت براى دفع سبب موجع و نضج آن متوجّه مىگردد به سوى آن و ارواح و قوى و خون و حرارت غريزيه نيز به تبعيّت آن و اين باعث سخونت و گرمى و تهيّج ماده است » . « 4 »
--> ( 1 ) . ( 2 ) . خلاصة الحكمة ، ص 1208 . ( 3 ) . همان ، ص 667 . ( 4 ) . همان ، ص 1182 .