اسماعيل ناظم

10

طب و طبيعت ( فارسى )

روشن شود كه نه آن است كه آن دسته مىگويند و نه اين است كه اينان مىپندارند و در پايان گفتار برخى اطبّاى بزرگ را هم كه به اين حقيقت پى برده‌اند ، خاطرنشان خواهيم ساخت . اخوان الصفاء مىنگارند : « بدان اى برادر كه آنان كه منكر فعل طبيعت‌اند ، قايل بر آنند كه نسبت دادن هيچ فعلى به خداوند حىّ قادر صحيح نيست . البته اين گفتار صحّت دارد ، لكن آنان مىپندارند كه خداوند حىّ قادر هيچ‌چيزى را جزء به وسيلهء جسم به وجود نمىآورد . . . و نمىدانند كه در حقيقت علاوه بر جسم ، جوهرى نامريى و روحانى نيز وجود دارد و آن نفس است كه آنان از اعراض مىدانند كه در اجسام پديد مىآيد و همان نفس است كه به وسيلهء آن افعال و آثار در اجسام ظاهر مىشود » . « 1 » صدر المتألهين شيرازى دربارهء ارتباط نفس و بدن ، چنين مىگويد : « نفسى كه براى انسان و هر موجود جاندار است ، همان جامع استقصات بدن او و مؤلف آنها بر وجه صالح براى بدنيّت اوست . و همان است كه تغذيه و تنميه و تكميل شخصى بدن را با غذا و نوعى را با توليد مثل عهده‌دار است و صحّت او را حفظ و مرض را دفع مىكند و هنگام فساد مزاج ، به مزاج صحيح كه لازم است برگرداند و ادامهء اين حيات را بر عهده دارد » « 2 » . او دربارهء نقش طبيعت در اين ميان چنين مىفرمايد : « بدان كه جوهر نفس ، چون از سنخ ملكوت و عالم نور محض است ، نمىتواند در بدن تصرّف كند مگر با واسطه‌اى . . . » « 3 » و در جاى ديگر تصريح مىكند كه اين واسطه ، همان طبيعت است : « همانا نفس ، در نزد ما ، تصرّف در بدن نمىكند مگر به واسطهء طبيعت » « 4 » .

--> ( 1 ) . نظر متفكران اسلامى دربارهء طبيعت ، ص 84 به نقل از رسائل اخوان الصفاء . ( 2 ) . اسفار اربعه ، ج 8 ، ص 51 . ( 3 ) . همان ، ج 8 ، ص 69 . ( 4 ) . همان ، ج 3 ، ص 316 .