حسين مير حيدر
36
معارف گياهى ( فارسى )
را براى درمان همراه برده است كه بديهى است هيچكس حقيقت امر را نمىداند ولى آنچه كه مىدانيم اين است كه گياه راسن با نام لاتين كه براى آن برگزيده شده ( Inula helenium ) ، نه فقط يادآور خاطراتى از آن زن فتّانه و از جنگهاى ترويان است بلكه شايد از همان دوران به عنوان داروى مؤثرى براى دفع انگلهاى روده به حساب مىآمده است . سقراط راسن را براى تحريك فعاليت مغز ، كليه ، معده و رحم تجويز مىكرده است . حكماى روم قديم راسن را براى درمان اختلالات هاضمه به كار مىبردند . Pliny طبيعىدان رومى مىنويسد هيچ روزى را به سر نياوريد مگر اينكه مقدارى از ريشهء راسن خورده باشيد ، زيرا به هاضمه به ميزان مؤثرى كمك مىكند ، فرحانگيز است و سودا را خارج مىسازد . جالينوس راسن را براى رفع ناراحتىهاى سياتيك توصيه مىكرده است . در طب سنتى چين و در مكتب هندى آيورودا ، حكما راسن را براى درمان اختلالات تنفسى بخصوص براى آسم و برونشيت به كار مىبردند . در دوران قرون وسطى كارشناسان گياهدرمانى اروپا ريشهء راسن را براى درمان سرفه ، برونشيت و آسم تجويز مىكردند و خود گياه را دامپزشكان براى معالجهء جرب به گوسفندان مىدادند و از اينجا نام انگليسى آن ( Scabwort ) منشأ گرفته است و همچنين براى درمان انواع ديگرى از ناراحتىها داخل علوفه به اسب مىدادند و نام Horse heal نيز از آن ناشى شده است . به علاوه به مرور زمان راسن جاى خود را به عنوان داروى مفيد براى هاضمه انسان باز كرد و طى قرنها جز اصلى الكسير معروف هاضمه به نام Potio paulina را تشكيل مىداد . در قرن هفدهم در انگليس كارشناس گياهدرمانى معروف آن زمان به نام Nicholas culpeper ريشهء راسن را براى درمان سرفه و رفع كوتاهى نفس و خسخس كردن در موقع تنفس تجويز مىكرده است . جالينوس گياه راسن را براى درمان سياتيك ، نقرس و دفع انگل معده توصيه مىنموده است . در دوران گذشته اروپاييان از ريشهء راسن براى تهيهء شيرينى مخصوص استفاده مىكردند و در تركيبى ريشهء راسن را با عسل مخلوط كرده و براى درمان سياهسرفه به كار مىبردند . مهاجران اوليه به امريكا از راسن براى نرم كردن سينه و كمك به هاضمه و تحريك فعاليت عادت ماهيانه و به عنوان داروى مدّر در موارد آب آوردن بدن بخصوص جمع شدن آب در حفرههاى ريه در بيمارىهاى قلبى به كار مىبردند . قبايل سرخپوست امريكا از اين گياه براى