حسين مير حيدر
8
معارف گياهى ( فارسى )
درشت منفرد بدون پايه و ميوهء آن گرد و كروى و گاهى گلابىشكل و قهوهاىرنگ است . روى پوست ميوه كركهاى نمدى مخملى و عدسكهاى سفيد ديده مىشود . ابعاد ميوه در حد گيلاس تا گردو مىباشد . چوب آن سخت و به رنگ حنايى روشن است . از چوب آن روستاييان عصا و داس و چوبدستى درست مىكنند . چوبدستى پرگره درويشان معمولا از چوب ازگيل تهيه مىشود . ازگيل در تمام جنگلهاى شمال ايران از ارسباران تا گلىداغ و چناران از بجنورد و در تمام ارتفاعات سواحل دريا تا ارتفاعات بالاى جنگل انتشار دارد . در دامنههاى جنوبى البرز در درهء كرج و مناطق استپى نيز ديده مىشود . در مناطق خشك براى تكثير ازگيل از پيوند آن روى پايهء زالزالك يا وليك « 1 » استفاده مىشود . گاهى نيز در خاكهاى غنى و قوى مىتوان ازگيل را روى پايهء گلابى پيوند زد ( البته بندرت ) و در زمينهايى كه خاك زيرين آن مرطوب است ، روى پايهء به پيوند مىزنند . نوع پيوند شكمى است كه در تابستان انجام مىشود . ازگيل شاخه ميوهدار ازگيل شاخه گلدار
--> ( 1 ) . Aubepine blanche