حسين مير حيدر
71
معارف گياهى ( فارسى )
در هندوچين شيرهء برگهاى تازه چغندر براى معالجهء اسهال خونى به كار مىرود [ كروست و پتلو ] . در هندوستان از بذر چغندر به عنوان خنككننده و معرق استفاده مىشود . برگهاى لهشدهء چغندر براى التيام سوختگى پوست به كار مىرود . ريشهء چغندر از نظر طبيعت طبق نظر حكماى طب سنتى معتدل است و حرارت آن كمى مىچربد و كمى قابض . نوع سياه آن با قبض بيشتر و نوع سفيد آن محلل است . خواص آن محلل است و بازكنندهء گرفتگىها و انسداد مجارى . خوردن ريشه چغندر شكم را بند مىآورد و نفاخ است و ملين و بهترين قسمتهاى چغندر از نظر دارويى برگ آن است و دمهاى برگ آن از غدهء ريشهء آن بهتر و نافعتر است . خوردن برگ پختهء آن براى رفع رعشه و تحريك قواى جنسى نافع است ، بخصوص اگر برگها با دنبالهء قرمزرنگ آن خورده شود و اگر با سركه و خردل خورده شود براى بازكردن گرفتگىهاى طحال و تحليل ورم طحال مؤثر است و درد كليه و مثانه و امراض مقعد را تسكين مىدهد و آب برگ آن اگر با داروهاى مسهل خورده شود . براى خارج ساختن بلغم كمك مىكند و درد مفاصل و نقرس را تسكين مىدهد و اگر آب برگ نيمگرم آن را با عسل و روغن بادام مخلوط و چند قطره آن را در گوش بريزند درد گوش را تسكين دهد . ضماد آب برگ نيمگرم آن با بورهء ارمنى براى جلوگيرى از ريختن مو و استسقا مفيد است و اگر با آب برگ آن و يا با آب برگ پختهء آن حقنه شود براى درد روده و بيرون آمدن مقعد نافع است و گذاردن دست و پا در آب پختهء برگ آن بهطور مكرر براى رفع ترك و شقاق كه در اثر سرما به دست و پا عارض شود مفيد است . ماليدن برگ پختهء آن پس از سرد شدن روى پوست براى سوختگى آتش و سوختگى در اثر آبجوش و بادسرخ نافع است . چغندر و برگ آن مضر معده است و اسراف در خوردن آن قىآور و موجب سوزاندن خون است و دلپيچه ايجاد مىكند ، از اين نظر بهتر است با عدس پخته شود و با خردل و يا آبغوره خورده شود .