حسين مير حيدر

35

غذا درمانى ( فارسى )

نگران بودم . هفت سال زودتر بيمارى تشخيص داده شده ونقرس دردناك ابتدأ به زانوها وپس از آن به مفصل قوزك پا حمله كرد به‌طورىكه به زحمت مىتوانستم راه بروم . بعضي روزها درد وناراحتى چنان شديد بود كه نمىتوانستم از رختخواب خارج شوم وشب‌ها نيز درد شديد ، خواب راحت را از من سلب كرده بود . برخى روزها حتى در محوطه كارخانه نمىتوانستم راه بروم . در فصل زمستان درد وناراحتى نقرس چنان شدت مىيافت كه ناچار بودم أكثر روزها در صندلى بنشينم وحركت نكنم . بيمارى نقرس من از نوع معمولى وكلاسيك با علائم مشخصه بالا بودن أسيد اوريك در خون بود . طبعا پزشك داروى أسيد اوريك Allopurinol براي جلوگيرى از رسوب بلورهاى أسيد اوريك تجويز مىكرد كه حتىالامكان مانع برگشت درد شود . براي تسكين نيز داروى ايندومتاسين ( Indomethacin ) مىخوردم . وهر وقت درد وورم خيلى شدت مىيافت پزشك ناچار به تزريق كورتيزون در مفاصل اقدام مىنمود . داروها به‌خصوص كورتون اثر تسكينى سريعى داشت ولى پس از مدت كوتاهى دوباره درد سر جايش بود ودر ضمن نگران عوارض جانبي اين داروها نيز بودم . مك آدامس زماني بيشتر احساس نگرانى كرده كه در