محمد موسوى

12

مجموعه پيك شفا ( درمان استسقاء " سيروز كبدى " ) ( فارسى )

هميشه همراه با وقايع مشابه ديگرى در تاريخ باقى ماند . دانشمندان بسيارى از ترس جان خود افكار علمى خود را با خود به ديار باقى بردند و آنان كه سخنانى علمى بر زبان آوردن بدست حاكمان خرافه‌پرست كليسا يا محكوم به مرگ شدند يا به زندان و تبعيد و مجازات‌هاى ديگرى سركوب گرديدند . به استناد نظريات خود اروپائيان اسلام و تمدن اسلامى بود كه مردم اروپا را به قيام عليه خرافه‌پرستى حكام كليسا برانگيخت و ايرانيان در پيشرفت تمدن اسلامى جهان نقش بسزائى آن هم بيش از ساير ملل اسلامى ايفا نمودند . نهضت ضد كليسائى شكل گرفت و كليسا در مقابل امواج علم‌گرائى به زانو درآمد . از آنجا كه كليسا به‌عنوان سمبل دين و اعتقاد به ماوراء الطبيعه در مقابل نهضت مطرح بود بطور كلى دين‌ستيزى و سكولاريسم يكى از شعارهاى قيام مردم عليه كليسا قرار گرفت . ابتدا طب اسلامى به‌عنوان يك دانش پيشرفته در محافل غربى تدريس شد و همچون ساير رشته‌هاى علمى اسلامى انگيزه‌هاى لازم را براى ايجاد رنسانس در مردم اروپا برانگيخت . پس از شكست كليسا متأسفانه سردمداران اروپائى به ولىنعمت خود كه تمدن اسلامى بود پشت پا زد و به نوعى خيانت كرد . اين واقعه عجيب در تاريخ پس از رنسانس ثبت شده كه بسيارى از سردمداران ماديگراى غربى در يك همايش متكبرانه به دور هم جمع شده و در اين مراسم كتاب‌هاى علمى دانشمندان شرق و اكثرا دانشمندان اسلامى را روى هم ريخته تا آنجا كه به ارتفاع تپه‌اى رسيد . سپس تپه را به آتش كشيدند و اطراف آن به رقص و پايكوبى پرداختند . همان‌جا اعلام كردند كه ما از علوم شرقى بىنيازيم و در اين بىنيازى به‌خصوص كتب دانشمندان اسلامى را به سخره گرفتند . طب اسلامى نيز در اين علم‌سوزى يا مذهب‌سوزى و شرق‌سوزى در آتش كينه علم‌زدگان بىدين و ماديگرايان احمق اروپائى سوزانده شد . در حقيقت اين نوآوران نوعى از بربريت كليسا را به شكلى جديد با خود وارد رنسانس كردند . درحالىكه دين در شرق باعث رشد علم و دانش در جهان گرديده بود ، رنسانس اروپائيان به اعتراف