محمد موسوى
87
مجموعه پيك شفا ( بيماريهاى خاص زنان ) ( فارسى )
و باوقاحت تمام ، همهء راههاى درمان را به روى بيمار مىبندد و تنها چارهء مطلق بيمار را پناه آوردن به داروهاى كورتون ، مسكن و مخدر ، معرفى مىكند كه همگى عواقب و عوارض بسيار خطرناك و وحشتآورى را علاوه بر خود بيمارى موجود ، براى بيمار به ارمغان مىآورند و بيمار كه از درمان خود كاملا نااميد شده و چشمپوشى مىكند ، تنها براى تسكين چند دقيقهاى درد بىدرمان خود ، به هر دستاويزى مىآويزد و از هر دارويى كه بتواند لحظهاى وى را آرام سازد استفاده مىكند و چون داروهاى مذكور ، بيماريها و مشكلات جديدى را نيز در بدن او ايجاد مىكنند ، به ناچار براى مهار آنها نيز به داروهايى مشابه پناه مىبرد و بدينسان مسلسلوار تا لحظه مرگ . . . ! « و اين ، دستاورد شگفتانگيز و معجزهوار اين دست شفابخش است ! ! » البته ، بيماريهاى بسيار زيادى وجود دارد كه نحوهء برخورد و عملكرد طب جديد با آنها ، دقيقا يا تقريبا مشابه مورد فوق است و اين ، انكارپذير نيست و آنچنان اين مسئله بسط يافته است كه اكثر بيماران ، ديگر به اميد درمان به پزشك مراجعه نمىكنند بلكه تنها به اميد تسكين و تخفيف و احيانا كنترل موقت علائم ظاهرى بيمارى خود به سوى پزشك مىروند و مطلقا چارهء ديگرى را نيز نمىيابند و كاملا بر اين باورند كه راه ديگرى جز مدارا كردن با بيمارى و سر كردن با داروهاى شيميايى وجود ندارد . نكته جالب اينجاست كه وقتى به ليست داروهاى ژنريك موجود مىنگريم ، كسر غالب بسيار عظيمى از داروها را شامل آرامبخشها ، مسكنها ، بىحسكنندهها خوابآوردها و عمدتا مهاركنندههاى موقت مىيابيم كه معمولا بيشتر آنها « اعتيادآور » نيز هستند و ساير داروها نيز ، نه تنها درمانكننده چندان موثرى نيستند ، بلكه به مرور زمان بيماران را بيشتر به سوى داروهاى مذكور سوق مىدهند و مردم را بيش از پيش به خود وابسته مىكنند . در حقيقت مردم به يمن بركت اين دست شفابخش ، تبديل شدهاند به « مصرفكنندگان ابدى
--> و طبيعى قابل درمانند .