محمد موسوى

12

مجموعه پيك شفا ( درمان قطعى سردردها وسكته هاى مغزى وقلبى ) ( فارسى )

پايه درمان مىكرده‌اند . با وجود اين ، امروز در اثر تبليغات وسيع و پرآب‌وتاب دستگاه عظيم طب اروپائى و اتهامات كذب و بىپايه و اساس از سوى محققان طب اروپائى بر عليه طب ايرانى و نيز عدم فعاليت دانشمندان اين طب به مدت چند قرن ، مدت مديدى است كه اين سرمايهء عظيم و پرارزش به انزوا و فراموشى كشيده شده و اكنون ، فقدان مفاهيم عميق و كشفيات قابل توجه اين دانش عظيم و كهن در درمان بيماريها كاملا احساس مىشود . سؤالى كه احتمالا در ذهن خوانندگان ايجاد خواهد شد اين است كه با وجود اين همه پيشرفتها و كشفيات خارق العاده طب غربى در شناخت ريزترين اجزاء بدن و تفسير كامل فيزيولوژى و پاتولوژى بيماريها و بكارگيرى تجهيزات و روشهاى درمانى مدرن و بسيار پيشرفته ، چه نيازى به بازيافت و احياء مفاهيم يك طب قديمى كه بسيارى از اين امكانات را در اختيار ندارد ، وجود دارد ؟ ! در جواب بايد گفت كه اگر بخواهيم اين دو مكتب پزشكى را مورد قضاوت و ارزشيابى قرار دهيم ، در مرحلهء اول بايد « كارآيى » و « نتايج كار » آنها را بررسى كنيم نه اينكه توضيحات ، تفسيرات ، تجهيزات و ساير ظواهر امر را ملاك برترى يكى بر ديگرى بدانيم . البته هيچ‌كس پيشرفتهاى خارق‌العادهء طب اروپائى را در شناخت جزئيات بدن انسان انكار نمىكند ، اما آنچه كه مهم است « نتايج درمانى » است . اگر امروز به عنوان مثال صحبت از درمان ميگرن به وسيلهء روشهاى درمانى طب ايرانى به ميان مىآيد از آن روست كه طب غربى ، علىرغم همهء پيشرفتهايى كه در شناخت دقيق اين بيمارى بدست آورده است ، قادر به درمان آن نيست و ناتوانى كامل خود را در اين‌باره به اثبات رسانده است و اين مطلب در مورد بسيارى از بيماريهاى ديگر نيز صدق مىكند . در حالى كه به جرأت مىتوان گفت در طب ايران ، با ساده‌ترين امكانات و روشهاى درمانى ، ميگرن و تعداد زيادى از بيماريهاى صعب العلاج ديگر ، به‌طور كامل درمان‌پذيرند حتى اگر اين طب نتواند جزئيات دقيق به وجود آمدن اين بيماريها را به خوبى طب اروپائى بيان كند . اين يك واقعيت است كه توجه به آن لازمه دستيابى به حقيقت است . اثبات اين واقعيت نيز كارى بسيار آسان است . تنها كافى است كه مثلا