مهدى محقق

70

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى )

قرياقيموس 162 / 11 آن است كه ذكر ( نرّه ) بدون شهوت به مجامعت دراز گردد . القرو 128 / 18 آن است كه پوست دو بيضه بزرگ شود ، يا به سبب بادى كه در آن مىافتد و يا به سبب افتادن امعا و ثرب در آن . القسمة 86 / 13 تفصيل مطالب كتاب است و عبارتى كه اجزاء آن را از هم ممتاز گرداند ، و فايدهء ذكر آن در آغاز كتاب اين است كه سخنان مربوط به مطالب كتاب با سخنان مربوط به مطالب ديگر مخلوط نگردد و فهم دانشجو از اضطراب ايمن ماند . القسمة 83 / 13 قسمت يا تقسيم آن است كه واحد تبديل به كثير بشود ، و اين بر هشت صورت است : 1 . تقسيم جنس به انواع خود ؛ مانند تقسيم حيوان به انسان و اسب و گاو . 2 . تقسيم نوع به اشخاص خود ؛ مانند تقسيم انسان به زيد و عمرو و سعيد . 3 . تقسيم كل به اجزاء مشابه خود ؛ مانند تقسيم پاره‌سنگ به سنگ ريزه . 4 . تقسيم كل به اجزاء غير مشابه خود ؛ مانند تقسيم بدن زيد به دست و يا سر . 5 . تقسيم اسم مشترك به معانى خود ؛ مانند نجم كه بر ثريا و بر گياه بدون ساقه اطلاق مىشود . 6 . تقسيم عرض به جوهر ؛ مانند تقسيم سفيد به انسان و پرنده و سنگ . 7 . تقسيم جوهر به عرض ؛ مانند تقسيم انسان به سياه و سفيد . 8 . تقسيم عرض به عرضى ديگر ؛ مانند تقسيم سياه به گرم و سرد . قصبة الرّئة 115 / 18 همان حلقوم است كه مجراى دم زدن است . القفارات 115 / 14 خرزهايى هستند كه نخاع را در بر مىگيرند . القلاع ( درد دهن ) 126 / 1 « 124 » زخمهايى است كه در دهان پيدا مىشود .

--> - معنى اين كلمه ديوانگى هيجان‌آور است . حاوى ، ج 1 ، ص 208 . ( 124 ) . اين قلاع درد دهان بود و سه‌گونه بود : يكى از خون صفرايى بود و نشان وى آن بود كه سرخ و سوزان بود ، و بود كه اين درد دهان با سپيدى بود و اين بتراز پيشين بود ، و بود كه درد دهان از خوره بود و دندان سياه بود . هدايه ، 301 .