مهدى محقق
64
مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى )
العرضيّة ( اللّفظة . . . ) 70 / 9 لفظ عرضى آن است كه دلالت بر معنايى مىكند كه هنگام ارتفاع آن معنى ، موصوف به آن مرتفع نمىشود ؛ مانند لفظ « كاتب » كه انسان به آن موصوف مىشود و وقتى كاتب مرتفع و معدوم فرض شود ارتفاع انسان از آن لازم نمىآيد . العرق 110 / 15 وعايى است كه خون و روح را دربردارد و آن بر دو قسم است : يكى آنكه منشأ آن قلب است و قبض و بسط پيدا مىكند و آن را رگ نابض ( جهنده ) و ضارب ( زننده ) و شريان خوانند ، و ديگرى آنكه از كبد منبعث ( پراكنده ) مىشود و جهندگى ندارد و آن وريد و رگ ناجهنده خوانده مىشود . العرق الضّارب 110 / 17 رگ زننده كه همان رگ نابض است . العرق غير الضّارب 110 / 17 « 104 » رگى كه منبث از كبد مىشود و جهندگى ندارد و آن را وريد نيز خوانند . العرق المدينى 130 / 1 « 105 » رگى است كه بيشتر در دو ساق پيدا مىشود و از سوزش و التهاب آغاز مىشود و سپس ، مكانى از آن متنّفط ( زخمى ) مىشود و رگ شروع به بيرون آمدن مىكند . العرق النّابض 110 / 17 « 106 » رگى است كه منشأ آن قلب است و قبض و بسط پيدا مىكند و آن را رگ زننده و شريان نيز گويند . عرق النّسا 117 / 6 « 107 » قبالهء صافن ( نام رگى مخصوص ) است در جانب وحشى . عرق النّسا 130 / 17 رگى است كه دچار درد مفاصل و ورم مىگردد ، و اين اگر در مفصل و رگ ( سرين ) ناپيدا باشد ، به جهت عمق اين مفصل و زيادى گوشت آن ، آن را درد ورك خوانند و اگر پايين آيد و تا ران و
--> ( 104 ) . غير الضارب - ناجهنده . هدايه ، ص 15 . ( 105 ) . در لاتين vena mediana و در انگليسى median verve خوانده مىشود . رجوع شود به اصول اصطلاحات پزشكى ، ص 268 . برخى از محققان « عرق مدينى » را به اشتباه « عرق بدنى » ضبط كردهاند . رجوع شود به التيسيرفى المداواة و التدبير ، ص 364 . ( 106 ) . النابض - جهنده . هدايه ، ص 16 . ( 107 ) . عرق النسا رگى بود كه ورا جالينوس رگ نوثا همى خواند ، يعنى رگ سست كه تمدد پذيرد . . . و سبيل اينكه او را همى نسا خوانند وضع وى اندر مغاكى است و پديد نيست و به پسودن پديد نيايد . هدايه ، ص 568 .