مهدى محقق
61
مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى )
الصّفاق 117 / 8 « 90 » پوششى است كه احشاى شكم را در بر مىگيرد . الصفراء 110 / 9 « 91 » صفرا رغوت خون را گويند . الصّلع 120 / 13 صلع ريزش موى سر است به سبب نرسيدن رطوبتى كه موى را تغذيه مىكند . الصّمم 125 / 15 « 92 » رجوع شود به « الطّرش » . الصّورة 93 / 9 صورت چيز آن معنى است كه هر چيزى به وسيلهء آن چيز است و همان است كه با موجود شدن آن چيز موجود مىشود ؛ مانند شكل براى انگشترى و طبيعت براى آتش و نفس براى حيوان و گياه . الضّرس 125 / 17 تخديرى است كه بر آدمى هنگام خوردن چيزهاى ترش يا سرد قابض پيدا مىشود . الضفدع 126 / 2 « 93 » غدهاى كه در زير زبان بهوجود مىآيد . طاطرطاوس 161 / 12 « 94 » تب چهارم است ( حمّى الرّبع ) . الطّبقة 111 / 17 فرق ميان « غشاء » و « طبقة » آن است كه طبقه از جرم عضو است و غشا پوششى است كه آن را نگه مىدارد و مىپوشاند . طبقات العين 115 / 10 « 95 » طبقات چشم هفت است : صلبيه ، مشيميه ، شبكيه ، عنكبوتيه ، عنبيه ، قرنيه ، ملتحم كه سفيدى
--> ( 90 ) . صفاق نوعى از غشاست ، ولى قوىتر است . ذخيره ، ج 1 ، ص 91 . ( 91 ) . كفك خون . هدايه ، ص 30 . ( 92 ) . طرش كه مدتى بر آن بگذرد مبدل به « صمم » مىشود . حاوى ، ج 3 ، ص 10 . ( 93 ) . ضفدع غدهاى سخت باشد كه اندر زير زبان پديد آيد ، و اين علت را اين نام از بهر آن نهادهاند كه لون او آميخته است از لون زبان و سبزى رگها همچون ضفدع ، و ضفدع را به پارسى اندر خراسان « وق » گويند و به زبان سمنانى « بزغ » گويند و بعضى گويند « وزغز » . اغراض ، ص 365 . ( 94 ) . در فردوس الحكمة « طيطراطاوس » آمده است . ص 229 . ( 95 ) . حنين بن اسحاق نامهاى يونانى اين طبقات را در كتاب خود آورده است . رجوع شود به كتاب عشر مقالات فى -