مهدى محقق
12
مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى )
طب وفا نمىكند . از اين جهت ، بايد كتابها در اين فن تأليف گردد و هريك استنباطات خود را در آن كتابها ياد كند تا در دورههاى طولانى اين صناعت مراحل تكاملى خود را بپيمايد . حال ما با منكران وجود طب سخن خود را آغاز مىكنيم ولى به « بطالان » كه بهخاطر تنبلى و تنپرورى هر علمى را باطل مىدانند كارى نداريم . ارسطو خود گفته است كه با اين گروه مجادله نكنيد ، زيرا اينان ، حتى نيكى به پدر و مادر و نكشتن فرد بىگناه را هم در زير سؤال قرار مىدهند و مسئله را به مجادله مىكشانند . منكران علم طب كه خود ديدهاند كه عام و خاص از نصايح و دستورهاى پزشكان بهرهمند گشته و بيمارى خود را به وسيلهء آنان بهبود بخشيدهاند با انكار خود گويى چشمهء خورشيد را مىپوشانند و سپيدهء صبح را انكار مىكنند . ما به آنان كه اقرار بهوجود طب را مداخله در قضاى خداوندى مىدانند « 13 » گوييم پس واجب است كه هنگام گرسنگى چيزى نخورند و در وقت تشنگى چيزى نياشامند شايد كه قضاى خداوند بر اين مقرر شده كه از گرسنگى و تشنگى بميرند و با خوردن و آشاميدن خود مزاحم قضاى خداوندى مىشوند و بهجاى ارادهء خداوند ، ارادهء خود را به انجام مىرسانند . رئيس همين گروه كه با ابو الخير خمار دشمنى مىورزيد و مردم را به آزار او وا مىداشت دچار بيمارى سر گرديد و از ابو الخير دارو طلبيد . ابو الخير گفت : « همان كتاب را كه در ابطال طب نوشته است در زير سرش بگذارد تا بهبود يابد » « 14 » . اما ، آنان كه از جهت دشوارى رسيدن به طب آن را انكار كردهاند نادانانى هستند كه اندازهء نيروى
--> - ابن الحسن طبيب مىگويد : « پزشكان زمان ما بر خلاف گفتهء بقراط مىپندارند كه « صناعت كوتاه و عمر دراز است » و از اين روى اوقات خود را به خوردن و نوشيدن و لهو و لعب و كارهاى پست مشغول مىدارند . » التشويق الطبى ، ص 26 . ( 13 ) . در رد اين گروه حديثى از اين عباس روايت شده كه مردى نزد رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلم - آمد و گفت : « آيا دارو در برابر قدر خداوند سودى دارد ؟ » حضرت فرمودند : « دارو خود قدر خداوند است و او هركه را بخواهد به وسيلهء هرچه كه بخواهد سود مىرساند . » الاحكام النبوية فى الصناعة الطبية ، ج 1 ، ص 17 ؛ طب النبى ، ابن القيم الجوزية ، ص 76 . ابن جميع مىگويد كه اگر كسى بگويد كه اين خداوند است كه بيمار مىكند و درمان مىبخشد پس فضيلت صناعت پزشكى در چيست ؟ پاسخ اين پرسش آن است كه هرچند خداوند ممرض و مشفى ( بيماركننده و درمانبخشنده ) است ولى او شناسايى دارو را به بشر الهام كرده و راه درمان را هم به او نشان داده تا بدان به شفايى كه خود مقدر كرده است دست يابند و همين شناسايى دارو و درمان صناعت پزشكى را تشكيل مىدهد . المقالة الصلاحية ، ص 12 . ( 14 ) . بنا بر روايت شهرزورى اين شخص يكى از متكلمان بوده كه در همسايگى ابن هندو مىزيسته و ابن هندو روزى به او گفته است كه پيغمبر - صلى اللّه عليه و آله - فرمود : « العلم علمان علم الابدان و علم الاديان . » علم بدن را كه پزشكى باشد بر علم دين مقدم داشت براى اينكه عبادات از كسى صادر مىشود كه تن او سالم و عقل او ثابت باشد . خداوند تعالى فرمود : « و لا على المريض حرج » و نيز فرمود : « و ان كنتم مرضى » و باز فرمود : « فمن كان منكم مريضا » . پس از اين سخن آن متكلم از عقيدهء خود استغفار كرد . نزهة الارواح ، ج 2 ، ص 35 .