مهدى محقق
78
مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى )
المرض 118 / 1 بيمارى حالتى است براى بدن كه آن را از مجراى طبيعى خود خارج مىسازد . المرض الحادّ 168 / 15 بيمارى كوتاه مدتى است كه سريعا به مرگ يا به سلامتى مىانجامد . المرض الكاهنى 12 / 7 « 144 » رجوع شود به « الصّرع » . المرض المستعاذ منه ( بيمارى پناه بر خدا ) رجوع شود به « ايلاوس » . المرض المزمن 168 / 17 بيمارى درازمدتى است كه يا طبيعت آن را كمكم دفع مىكند و يا آنكه در زمانى دراز به هلاكت مىانجامد و كلمهء مزمن از « زمان » مشتق شده است . المزاج - 100 / 14 « 145 » مزاج صورتى است كه براى مركّب حاصل مىشود از فعل برخى از اجزاء آن در برخى ديگر و انفعال برخى از برخى ديگر ، مانند صورت سكنجبين كه مركّب است از سركه و انگبين ( عسل ) ؛ سركه در عسل و عسل در سركه اثر گذاشته تا آنكه سكنجبين پيدا آمده كه آن غير از صورت سركه و عسل است . المسامّ 117 / 10 منافذى است كه عرق از آن جارى مىشود و از لفظ خود مفردى ندارد . المشتقّة الأسماء 177 / 7 موجوداتى كه در پارهاى از اسم و پارهاى از تعريف باهم اتفاق و دربارهء ديگر اختلاف دارند مشتقة الاسماء خوانده مىشوند . المصوّره ( القوّة . . . ) 105 / 1 مانند قوهاى كه در خدمت قوهء مولّده جنين را صورتگرى مىكند . المطريطاوس 161 / 13 « 146 » تب شطر الغب كه تركيبى از تب غب و تب بلغمى است .
--> ( 144 ) . زيرا ، برخى از آنان كه اين بيمارى را دارند خود را همچون كاهنان باز مىنمايند و براى آنان چيزهاى عجيب آشكار مىشود . فردوس الحكمة ، ص 138 . ( 145 ) . مزاج عبارت است از آميختن دو آميخته ( ممتزج ) تا به هيئت مزاج استحالت پذيرد . الروضة الطبية ، ص 20 . جالينوس انواع مزاج را نه ياد كرده است . تلخيص كتاب فى اصناف المزاج ، ص 373 . ( 146 ) . در فردوس الحكمة « اميطراطاوس » آمده است . ص 30 .