محسن عباس نژاد
144
قرآن و طب ( فارسى )
در كشورهاى اسلامى رقم شيوع اين بيمارى بسيار اندك است . - تريشينوز : يكى از بزرگترين مشكلات لا ينحل بهداشت عمومى در آمريكاست و مهمترين كمينگاه انگل براى انسان ، خوك است . ميزان شيوع اين بيمارى را در جهان تا 27 ميليون نفر تخمين زدهاند . - فاسيونوپسيس بوسكى ، نوعى كرم پهن است كه انگل مشترك انسان و خوك مىباشد و از جمله علل مشكلات بهداشتى مردم نواحى چين ، بنگال و هند است ميزان شيوع و ابتلاى آن در مناطق آلوده سالانه ده ميليون گزارش شده است . - اسهال خونى در اثر انگل بالانتيوم و كيست هيدراتيك كبد كه اولى از طريق خوك و دومى به وسيلهى خوك و سگ آلوده به انسان منتقل مىشود . 3 - گوشت خوك به عنوان زمينهساز عوارض تغذيهاى انسان : اين عوارض به دو صورت و از دو راه مىتواند موجب چاقى ، افزايش فشارخون ، انفاكتوس قلبى و بدخيمىهاى گوناگون در دستگاه هاى مختلف بدن به خصوص گوارش و بيشتر از همه رودهى بزرگ شود : يكى از اين دو راه مربوط به ميزان بيشتر چربى و اسيد اوريك در گوشت خوك است و راه ديگرى كه اين عوارض را مىتواند زمينه سازى كند استفاده زياد از اين گوشتها به صورت غذاهاى كنسرو شده مىباشد كه در افزايش بروز سرطانهاى دستگاه گوارش سهم اصلى دارد . پس از ذكر اين سه نوع پليدى يعنى خون ، گوشت مردار - « منخنقه » ، « موقوذه » ، « مترديه » و « ما اكل سبع » و گوشت خوك چهارمين مورد تحريم گوشت حيواناتى است كه با نام غير خدا ذبح شده باشند و در آيه به عنوان وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ يا وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ آمده است كه حرمت آنها حكمتى معنوى دارد . چون وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ را مىتوان كنايه از سنّت و روشى دانست كه در زمان جاهليّت معمول بوده است و مشركين با سر دادن بانگ شادى و نيايش ، حيواناتى را براى تقرب به خدايان و بتان خود قربانى مىكردند ؛ ازاينرو شايد دليل حرمت اينگونه ذبيحه براى حفظ حريم توحيد باشد . زيرا هرچند نام خدا و يا غير خدا به ظاهر نمىتواند اثرى بر ماهيّت گوشت از نظر بهداشتى داشته باشد ولى بايد متذكر شد كه محرمات در اسلام هميشه يكسان و محدود به يك بعد نبوده بلكه جهات مختلف دارد يعنى گاهى تحريم چيزى جنبهى بهداشتى و حفظ سلامت دارد و گاهى به خاطر تهذيب روح و زمانى به منظور حفظ نظام و مصالح اجتماعى و اعتقادى است . ازاينرو به نظر مىرسد كه حرمت گوشتهايى كه براى بتها يا به نام آنها ذبح مىشد وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ بيشتر به دليل اثرات روانى و تربيتى نامطلوب آنها و از بين بردن نسبتهاى شرك و بتپرستى بود و با وجوب ذكر نام خداوند هنگام ذبح حيوانات ضمن بىرنگ و فراموش شدن اين سنّت ، نظام توحيدى نيز قوام و قدرت مىيافت . در آيات چهارم و پنجم سورهى مائده نيز مىبينيم بر اساس اينكه ضوابط تشريعى همه جا با ضوابط تكوينى همآهنگى دارد خداوند مبناى حليت غذاها را پاكى و پاكيزه بودن آنها قرار داده است و مىفرمايد : يَسْئَلُونَكَ ما ذا أُحِلَّ لَهُمْ . . « 1 » ؛ « از تو مىپرسند چه چيز براى آنان حلال است ؟ بگو همه پاكيزهها و آنچه به كمك حيوانات شكارگر ( به دست مىآوريد ) . . . » و سپس در آيهى بعد مىفرمايد : الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ طَعامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ وَ طَعامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ ؛ « امروز پاكيزهها و طعام و ( ذبائح ) اهل كتاب بر شما و طعام و ( ذبائح ) شما بر آنان حلال است . . . » « 2 » كه اين
--> ( 1 ) . مائده / 4 . ( 2 ) . مائده / 5 .