ظل الرحمن ( مترجم : عبد القادر هاشمى )

پيشگفتار و مقدمه 33

قانون ابن سينا ، شارحان و مترجمان آن ( فارسى )

است ، ممارست نمودم و همهء اين كوشش‌ها تحت ارشاد و راهنمايى پدرم ، امام همام ضياء الدّين مسعود بن مصلح كازرونى بود كه در اين فن به اجماع اقران ، بقراط زمان و جالينوس اوان خود بود . وقتى من در پزشكى به حدس صائب و نظر ثاقب در درمان بيماران مشهور شدم ، پس از وفات پدرم - خدايش رحمت كناد - در مقام پزشك و چشم‌پزشك ، در بيمارستان مظفرى شيراز به خدمت پذيرفته شدم ؛ در حالى كه بيش از چهارده سال از عمر من نمىگذشت و مدت بيست سال به همان سمت باقى ماندم و براى آنكه به غايت قصوى و درجهء عليا در اين فن برسم به خواندن كتاب كليات قانون ابن سينا نزد عم خود ، سلطان حكيمان و پيشواى فاضلان كمال الدين ابو الخير بن مصلح كازرونى ، پرداختم و سپس ، آن را نزد شمس الدين محمد بن احمد حكيم كيشى و شيخ شرف الدين زكى بوشكانى كه هر دو مشهور به مهارت در تدريس اين كتاب بودند ، ادامه دادم . از آن جا كه اين كتاب از دشوارترين كتاب‌هايى است كه در اين فن نگاشته شده است و مشتمل بر لطايف حكمى و دقايق علمى و نكته‌هاى غريب و اسرار عجيب است ، هيچ‌يك از مدرسان آن‌گونه كه بايد از عهدهء تدريس و تفهيم كتاب برنمىآمدند و شرح‌هايى هم كه بر كتاب نوشته شده بودند ، وافى و كافى براى رسيدن به مقصود نبودند ؛ زيرا شرح امام علامه فخر الدين محمد بن عمر رازى فقط جرح بعض بود ، نه شرح كل و كسانى هم كه از او پيروى كرده و بر كتاب شرح نوشته بودند ، همچون امام قطب الدين ابراهيم مصرى و افضل الدين محمّد بن نامور خونجى و ربيع الدين عبد العزيز بن عبد الواحد جيلى و نجم الدين ابو بكر بن محمد نخجوانى ، بر آنچه فخر الدين گفته بود ، چيزى نيفزوده بودند تا اينكه به جانب شهر دانش و كعبهء حكمت و حضرت عليّه بهيّهء قدسيّه و درگاه سنيّهء زكيّهء فيلسوف استادى نصيرى ( - خواجه نصير الدين طوسى ) روى آوردم كه او برخى از دشواريها را گشود و برخى ديگر ، باز بر جاى ماند ؛ زيرا ، احاطه به قواعد حكمت در شناخت اين كتاب كافى نيست ، بلكه شخص بايد ممارست در قانون علاج در تعديل