ظل الرحمن ( مترجم : عبد القادر هاشمى )
پيشگفتار و مقدمه 18
قانون ابن سينا ، شارحان و مترجمان آن ( فارسى )
چگونگى تدوين آثار اوست ، به تفصيل شرح داده كه در نسخههاى كتاب شفا پيش از مقدّمهء ابن سينا نقل شده است و چون سخنان ابو عبيد از اهمّيّت فراوانى برخوردار است ، مناسب دانسته شد كه ترجمهء فارسى آن در اين گفتار آورده شود : « دوستى و رغبت من در علوم حكمى و اقتباس از معارف حقيقى مرا به ترك خانه و ديار و مهاجرت به بلاد اقامتگاه شيخ الرّئيس - خداوند روزگار او را پايدار بداراد - فرا خواند ؛ زيرا اخبارى كه از او به من رسيد و سخنانى كه از او بر من عرضه شد ، موجب گرديد كه از ميان كسانى كه مذكور به اين صناعت و منسوب به اين علماند ؛ فقط به او روى آورم . از اخبارى كه از او به من رسيده بود اينكه او در عنفوان جوانى كه هنوز دو دهه از عمر او نگذشته بود ، ماهر در اين علوم شده و كتابهاى بسيارى تأليف كرده است ؛ جز آنكه او به آثارش كمتوجّه و به ضبط نسخههاى آنها بىاعتنا بوده است . ازينروى رغبت من راست آمد كه قصد او كنم و به ملازمتش بپيوندم و از او خواهش و التماس كنم كه بر تأليف اهتمام ورزد و من به ضبط تأليفات او همّت گمارم . سپس من به سوى او شتافتم هنگامى كه در گرگان اقامت داشت و سنّ او قريب به سى و دو سال بود و در آن هنگام او گرفتار خدمت سلطان و تصرّف در اعمال او شده بود و اين امر همهء اوقات او را اشغال مىكرد و فقط در فرصتهاى كم بود كه در آن قسمتى از منطق و طبيعيّات را بر من املاء كرد و هرگاه از او مىخواستم كه كتابهاى بزرگ و شروح را تأليف كند ، مرا به متون و شروحى كه در ديار خود تأليف كرده بود ، حواله مىداد و شنيده بودم كه آن تأليفات متفرّق و متشتّت گشته و مالكان نسخههاى آنها بر خواهندگان بسيار بخل مىورزند . امّا او عادت نداشت كه براى خود نسخهاى نگه دارد . همچنانكه از عادتش نبود كه كتاب را از روى دستور ( - پيشنويس ) بنويسد و يا از سواد به بياض درآورد ، بلكه نسخهاى را مىنوشت و يا املاء مىكرد و آن را به خواهندگان آنها مىبخشيد و با وجود اين خود گرفتار محنتهاى پىدرپى شده و كتابهايش در معرض دستبرد حوادث قرار گرفته بود . من چند سالى با او ماندم و از گرگان به رى و از رى به همدان نقل مكان كرديم و او به وزارت ملك شمس الدّوله مشغول گرديد و اين اشتغال او مايهء اندوه و تباهى روزگار ما