ظل الرحمن ( مترجم : عبد القادر هاشمى )

52

قانون ابن سينا ، شارحان و مترجمان آن ( فارسى )

ناصرى ( نه منصورى ) قاهره وابسته بود و در همان قاهره پس از شش روز مريضى در روز جمعه 11 ذيقعدهء 687 ه . / 1288 م . حدودا در 80 سالگى درگذشت . وى ازدواج نكرده بود و تمام املاك و كتاب‌هايش را به بيمارستان منصورى كه سه سال قبل از وفات او تأسيس شده بود وقف كرد . ابن نفيس در طول زندگانىاش تدريس و تأليف را ادامه داد . از شاگردان او السديد الدمياطى و ابو الفرج اسكندرى و ابو الفرج بن صغير و امين الدّوله ابن القف و البدر حسن الرئيس و محمّد بن ابراهيم المعروف به ابن البرهان جرائحى و قاموس‌نگار العمرى ( 1301 - 1349 م . كه قاموس او در 27 جلد است ) در رأس قرار دارند . ابن ابى اصيبعه ( متوفّى در حدود 670 ه . / 1271 م . ) نيز كه مؤلّف كتابى دربارهء ترياق است از شاگردان اوست . اين مؤلّف قريب 24 كتاب ، علاوه بر شرح هر پنج جلد قانون ، كتاب معروف موجز القانون را نيز به يادگار گذاشته است . او در شرح تشريح قانون با جالينوس و ابن سينا مخالفت كرده و وجود مسامّات مرئى و غير مرئى بين دو بخش درونى قلب را انكار كرده و به افتخار كشف جريان خون ريوى نايل آمده است . عموما شارحان قانون دفاع و حمايت از آن كتاب را برگزيده‌اند و در هر مسئله شيخ الرئيس را مورد تأييد قرار داده و از او دفاع كرده‌اند . آنان حرف تازه‌اى نگفته‌اند و چنين احساسى نداشته‌اند كه در شرح‌هاى آنها جايى براى اضافه و تحقيق وجود دارد . علاء الدّين قرشى از اين روش كاملا مريدانه و مقلّدانه مستثنى است . شخصيّت نقّاد و محقّقانهء او در هر صفحه خودنمايى مىكند . حكيم غلام حسين كنتورى ( متوفّى 17 دسامبر 1918 م . ) گفته است كه هيچ مسأله‌اى در قانون نيست كه وى بر آن خدشه وارد نياورده باشد . درحالىكه آملى و گيلانى روشى در پيش گرفتند كه در دفاع از شيخ خود را ملزم دانسته‌اند كه به هر اعتراض قرشى پاسخى بدهند . در اينجا تذكّر اين نكته خالى از لطف نخواهد بود . مىگويند كه حكيم على گيلانى