اردكانى / ذوالفقارى / تركى / مهدى روزبهانى / اكبر روزبهانى

64

مرورى بر تاريخ و مبانى طب سنتى اسلام و ايران ( فارسى )

1 - 3 - سلامت ، بيمارى و بهداشت در طب سنّتى سلامت ، موضوع مشتركى در بسيارى از فرهنگ‌ها است . در واقع هر جامعه‌اى به‌عنوان بخشى از فرهنگ خود ، مفهوم خاصى از سلامتى دارد . احتمالا قديمىترين تعريف سلامتى همان " بيمار نبودن " است . اكثر انسان‌هاى اوّليه ، پاكيزگى و بهداشت فردى را بيشتر به دلايل اعتقادى و ظاهرا به دليل اينكه در چشم خدايان خود پاك جلوه كنند ، رعايت مىكردند . هزاران سال بيمارىهاى همه‌گير ( اپيدمىها ) به‌عنوان مكافات تبهكارىهاى بشر تلقى مىشدند و اين عقيده كه بيمارىها ، ناشى از عوامل طبيعى مانند آب و هوا و محيط فيزيكى است ، بعدها و به مرور زمان به وجود آمد « 1 » . در ايران باستان هم وضع به همين منوال بود و اعتقاد به ارواح خبيثه تا حدودى به دوران ساسانيان نيز رخنه كرده بود ، امّا فرضيه‌ى كاملى براى بيان بيمارىها به نظر نمىرسيد . با ظهور زرتشت و ايجاد مكاتب پزشكى ، پيشرفت قابل ملاحظه‌اى در نگرش نسبت به علل بيمارىها و وضع بهداشت مردم ايجاد شد . تعليمات دينى كه درباره‌ى پاكيزگى مطرح بود و اصولى كه پيشگيرى از بيمارىها را موجب مىشد ، چنان آميزشى داشت كه جدا ساختن آنها از يكديگر امكان‌پذير نبود . بدين جهت طب زرتشتى در زمينه‌ى بهداشت عمومى به عالىترين حدّ دوران خود رسيده بود و پس از آن نيز همان‌طور كه خواهيد

--> ( 1 ) - اگر چه علل چنين ارتباطى مبهم بود ، امّا كتاب " هواها ، آبها ، مكان‌ها " كه تصور مىشود 5 - 4 قرن قبل از ميلاد توسط بقراط نگارش يافته ، اوّلين تلاش عمده براى بيان ارتباط بين بيمارىهاى انسان با محيط زندگى وى است .