اردكانى / ذوالفقارى / تركى / مهدى روزبهانى / اكبر روزبهانى
59
مرورى بر تاريخ و مبانى طب سنتى اسلام و ايران ( فارسى )
سؤال مطرح است . با توجه به گذشته ، جواب اين پرسش آشكار خواهد گشت . البته چنين به نظر مىرسد كه برخى اصول فعلى علم طب همانهايى هستند كه سالها قبل افرادى مثل ابن سينا ، رازى و ديگران به آنها اشاره كردهاند و امروزه همان اصول در غالب واژهها و اصطلاحات جديد به كار مىروند . به عنوان مثال مىتوان نكات زير را در نظر داشت : انسان جهت انجام كار و فعاليتهاى خود به انرژى نياز دارد . اين انرژى بالقوّه در اصطلاح طب سنتى " قوا " نام دارد . براى توليد اين انرژى بالقوّه بايد مواد حاصل از سوختوساز بدن ، تبديل به موادى با انرژىهاى حرارتى ، شيميايى ، الكتريكى و . . . شوند . اين مواد انرژىزا همان مولكولهاى كربندار ، هيدروژندار ، نيتروژندار و اكسيژندار هستند كه شايد بتوان آنها را معادل تقريبى " ارواح " دانست . قوا كار خود را توسط ارواح انجام مىدهند . عمل سوختوساز و توليد ارواح و مواد انتهايى حاصل از متابوليسم در " اعضا " انجام مىگيرد . اعضا از مواد حاصل از متابوليسم غذاها ايجاد شدهاند و محل توليد كار و حرارت هم هستند . مواد لازم جهت سوختوساز توسط خوراكها وارد بدن مىشوند . مواد اوليه غذاها از ذرّاتى تشكيل شده كه در طبيعت به صورت تركيبى وجود دارند و همراه با آب و الكتروليتها به بدن وارد مىشوند . اين ذرّات معادل " عناصر " يا " اركان " هستند . خوراكها پس از تغييراتى وارد كبد شده و در آنجا پس از طى مراحلى به صورت مواد سازندهى بدن درمىآيند و به صورت خون و تركيبات ديگرى به اعضا مىرسند . اين تركيبات معادل " اخلاط " هستند و اين كار را در اصطلاح توليد خلط مىنامند . براى اخلاط چهارگانه مىتوان معادلهاى تقريبى بدين صورت در نظر گرفت :