اردكانى / ذوالفقارى / تركى / مهدى روزبهانى / اكبر روزبهانى

102

مرورى بر تاريخ و مبانى طب سنتى اسلام و ايران ( فارسى )

دارد . به خاطر اعتبار و جامعيّت دو كتاب قانون ابن سينا و ذخيره‌ى خوارزمشاهى جرجانى در تدوين اين قسمت بيشتر از اين دو منبع استفاده شده و جملات عينا از اين كتب ذكر شده است : * از جمله چيزهايى كه از تندرستى و بيمارى مردم نشان دهد ، نبض است كه نشان او درست و بىشبهت باشد . از بهر آنكه او از دل خبر دهد و مبدا قوّت حيوانى ( نيروى حياتى ) و حرارت غريزى دل است . * حركت دل را و حركت شريان را نبض نام كنند . منشا رگ‌هاى ضربان‌دارى كه به نام شريان موسومند ، حفره‌ى طرف چپ قلب مىباشد . تمام شريان‌ها دو لايه‌ى نازك دارند و لايه‌اى كه به مثابه‌ى آستر ديواره‌ى شريان است ( لايه داخلى ) ، سفت‌تر از لايه‌رويى است . بايد دانست كه حركت همه‌ى شريان‌ها با حركت دل برابر باشد و حركت شريان و حركت دل از يكديگر بيشتر نباشد . * حال‌هاى نبض از شريان‌هاى ساعد « 1 » بهر پنج چيز جويند : 1 - ساعد را زودتر بتوان نمود . 2 - بيرون داشتن آن شرم ندارد و زشت نباشد . 3 - برابر دل و اندر راستاى اوست . 4 - به گوشت اندر نشسته نيست . 5 - از بخارها ممتلى ( پر ) نيست . * نبض را به چهار انگشت غير از شست بايد جست . دست كسى كه

--> ( 1 ) - Radial artery