امين رويحه

10

درمان با گياهان از نظر طب قديم و جديد با تصاوير گياهان ( فارسى )

طلا به تو خواهد داد ، داراى يك زندگى با وسعت و خوش و گوارائى خواهى شد ، در ميان قصر بسيار عالى او يك زندگى و عمر طولانى خواهى كرد . شيخ در جواب او گفت : هيچ‌يك از اين موضوعاتى كه تو گفتى مرا براى اين عمل و آمدن در آنجا تحريك نمىنمايند ، ولى من اين زن را براى رضاى آن خدائى معالجه مىكنم و شفاء مىدهم كه خواص و اسرار گياهان شفادهنده را به من ياد داده و عطا فرموده است . آن سوار گفت : اى شيخ بزرگوار با سرعت تمام به نحوى كه با باد مسابقه بگذاريم با من بيا بسوى قصر نائب پادشاه زيرا دكتر خصوصى نائب پادشاه مىگويد : موت و مرگ بر سر اين زن مريض زانو به زمين زده و نزديك است كه او را بربايد . در آن حينى كه آن سوار با شيخ گياه‌شناس وارد قصر شدند گروهى از اطباء كه خود را گرامى مىدانستند سرهاى خود را حركت دادند و استهزاء و مسخره كردند و با يكديگر مىگفتند : آيا اين شيخ با اين لباسهاى كهنه و با اينكه در بالاى كوه‌ها زندگى مىكرده مىتواند مركيزه را شفا و نجات دهد ! ابدا ابدا ! ! براى نائب پادشاه صلاح نيست : به يك چنين مخلوقى اجازه دهد با اين لباسهاى كهنه و كثيف نزد بستر مركيزه وارد شود . بيائيد تا نزد او برويم و دربارهء اين موضوع از وى توضيح بخواهيم . در همين موقع بود كه نائب پادشاه وارد شد و به افراد معترض گفت : به اين شيخ اعتراض ننمائيد ، زيرا من خودم شخصا وى را دعوت كرده‌ام ، سپس متوجه آن شيخ شد و گفت : ايها الشيخ بدنبال من بيا ، من خودم شخصا تو را بجانب تخت مريض راهنمائى مىكنم . بدين كيفيت بود كه آن رجل گياه‌شناس نزد تخت مركيزه ايستاد و شروع كرد به جستجو نمودن آن كيسه‌اى كه پر بود از انواع و اقسام گياهان خشكيده