امين رويحه
5
درمان با گياهان از نظر طب قديم و جديد با تصاوير گياهان ( فارسى )
مقدمهء چاپ اول : خداى توانا گياهان را بر روى كرهء زمين آفريد ، قبل از اينكه پاى انسان يا سم حيوانى آنها را پايمال نمايد . زيرا گياهان از براى هر مخلوق زندهاى يك نوع غذاى اساسى مىباشند و بدون آنها وجود از براى زندگى نخواهد بود . از آن زمانى كه خدا انسان و حيوان را آفريد آن امراضى كه با ايشان دوشبدوش بودهاند يافت شدهاند . همانطور كه خداى حكيم گياهان را غذا قرار داده و زندگى بىنياز از آنها نخواهد بود همانطور هم دواء را در نهاد آنها نهفته قرار داده است . خداى توانا به حيوانى كه تعقل و تفكر ندارد غريزهاى عطا كرده كه بجانب همان نوع گياهى كه امراض وى را شفا مىدهد هدايت مىشود . ولى انسان عاقل و متفكر را به حال خود واگذار نموده تا بوسيلهء درس و تجربيات بسوى آن گياهانى كه او را از چنگال امراض نجات و شفا مىدهند رهسپار شود و نتيجه بگيرد . از باب نمونه دو حادثهء ذيل را نقل مىكنم كه يكى از آنها را خودم شخصا مشاهده نمودم و ديگرى از آنها از حقايق تاريخى است كه در اكتشاف ، كينا كشف شده است . 1 - : يك وقت من در زندان سالبورى كه پايتخت رودزياى جنوبى است در افريقا نزد انگليسىها زندانى بودم . يك روز من و يكى از رفقايم كه وى هم زندانى و از مردم زنگبار بود در ميان زمين زراعتى زندان بوديم . گروهى از پاسبانان اروپائى و زنگىها مواظب ما بودند . در همين اثناء بود كه من در ميان آن زمين سگ لاغرى را ديدم كه نزد هريك از آن گياهان مىآمد و پس از اينكه آن را مىبوئيد از آن مىگذشت ، تا اينكه نزد يكى از آن گياهان توقف نمود و شروع به خوردن آن كرد و صورت آن سگ از خوردن ميوهء آن گياه خشمناك بود . ميوهء آن گياه به اندازهء يك حبه انگور و زرد رنگ بود .