دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
50
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
باشد نيز مىتواند موجب الحاق ولد و ثبوت نسبت شرعى شود . بر اين پايه ، ملاك الحاق ولد و ثبوت نسب شرعى ، پديد آمدن فرزند از نطفه است ( البته زنا به دليل ويژه خارج شده است ) و با وجود اين ملاك ، مىتوان طفل شبيهسازىشده را كه از سلول صاحب سلول پديد آمده ، ولد ناميد ؛ اما اينكه شكل ماء و سلول متفاوت است ، دليل بر تفاوت موضوعى نيست ؛ زيرا آنچه در تكوين و توليد ولد دخالت دارد ، ژنهايى است كه در هر دو وجود دارد ؛ زيرا در سلول جسمى - كه در شبيهسازى مورد بهرهبردارى قرار مىگيرد - همهء ژنهاى لازم براى تكوين و انتقال صفات و ويژگىها موجود است ، آنچنانكه در اسپرم موجود است . پس به كمك تنقيح مناط « 1 » مىتوانيم بگوييم چون مناط و ملاك الحاق ولد در طفل شبيهسازىشده وجود دارد ، حكم الحاق ولد نيز به آن سرايت مىكند . البته بحث در موردى است كه سلول جسمى از زوج است و سلول جنسى از زوجه ؛ اما گونههاى ديگر شبيهسازى انسان را در پايان نوشتار بررسى خواهيم كرد . رابطهء مادرى و شبيهسازى با رجوع به كتب لغت و كتب فقهى آشكار مىشود كه واژهء « امّ » به معناى اصل هر چيزى است « 2 » و اين تعريف بر زنى ( زوجهاى ) كه صاحب سلول جنسى است و طفل شبيهسازىشده از اين سلول متولد شده صدق مىكند ؛ بهويژه كه نطفه در رحم زوجه نيز كشت شده ؛ زيرا اين زن ( زوجه ) ، مادر و اصل اين طفل است . با توجه به معناى لغوى و تأييد شارع ( زيرا شارع وضع ويژه ندارد ) و عدم صدق زنا بر شبيهسازى - كه پيش از اين گفتيم - كافى است كه طفل شبيهسازىشده به مادر ملحق شود و شرعا اين زوجه مادر او باشد بهويژه در فرضى كه در رحم همين زن نيز رشد كند .
--> ( 1 ) . ر . ك : محمد تقى حكيم ، اصول العامة للفقه المقارن ، ص 301 . ( 2 ) . محمد فيروزآبادى ، القاموس المحيط ، ج 4 ، ص 103 ؛ معجم لغة الفقهاء ، ص 87 .